در شرایطی که ریخت و پاشهای بی حساب دولت و حیف و میل کردن دهها میلیارد دلار در دو سال گذشته از درآمد نفت و مصرف ته مانده صندوق ذخیره ارزی پایههای اقتصاد کشور را ویران کرده است باز هم از روی لاعلاجی در عوض جمع و جور کردن، به ریخت و پاش بیشتر مشغولند. در عوض اتخاذ یک سیاست «انقباضی» یا Contractionary که یگانه راه مهار کردن تورم لجام گسیخته است دولت و رهبر تصمیم گرفتهاند باز هم بیشتر خرج کنند و بیشتر به تورم بیافزایند.
این درآمد بادآورده و سرشار نفت که در شرایط دیگری غیر از شرایط موجود میتوانست موجب تامین رفاه و آسایش مردم و بهبود اوضاع اقتصادی و آهنگ رشد کشور شود، امروز همانند سمّی مهلک بزرگترین بلای اقتصاد ایران شده است. از سوئی با افزایش نقدینگی به علت هزینه کردن بیرویه درآمد نفت، نرخ تورم نه تنها از 20 درصد گذشته است بلکه روز به روز بر شدت رشد آن افزوده میشود. از سوی دیگر به خیال خود برای مبارزه با تورم، دروازههای گمرکی کشور را بروی واردات هر نوع بنجل چینی و روسی آنچنان گشودهاند که هیچگونه امکان رقابتی برای تولیدکنندگان داخلی باقی نمانده است. با تعطیل شدن شرکتها و کارگاههای تولیدی هزاران کارگر قادر به دریافت حقوق عقبمانده خود نیستند و با بسته شدن هر کارخانه روزانه گروهی به خیل بیکاران و جیرهخواران حکومتی افزوده میشود.
این سیاست اقتصادی مبتنی بر عوامفریبی و عوام گرائی (Populism) درست کپیه همان سیاستی است که یک عوام فریب دیگر به نام شاوز در ونزوئلا به کار بست است. با این تفاوت که جمعیت آن کشور به مراتب از ایران کمتر و اقتصادش محدودتر است و فشارهای تورمی با شدت کمتری احساس میشود.
در حالی که حکومت سرمست هزینه کردن درآمد نفت است، چاهها و دیگر تاسیسات صنعت نفت که نیازمند سرمایهگذاری پیوسته است مورد بیتوجهی کامل قرار دارد. در حالی که حتی عربستان سعودی هم متوجه خطر اضمحلال چاههای نفتی خود هست، و طی سالهای اخیر بیش از ده میلیارد دلار هزینه تعمیر صنعت نفت خود کرده است، در ایران کسی به فکر آینده نیست.
طبق مطالعات منتشر شده از سوی دانشمندان امور انرژی و نفت اگر وضع به صورت فعلی ادامه پیدا کند، یعنی مقدار تولید همه ساله به علت عدم تزریق گاز در چاهها در حدود پانصد هزار بشکه افت داشته باشد، و بر میزان مصرف داخلی هم کماکان افزوده شود تا ده سال دیگر احتمالاً دیگر نفتی برای صادر کردن وجود نخواهد داشت. آیا آنهایی که بر گرده مردم ایران سوارند از این واقعیت ناآگاهند و یا میدانند ولی به آن بیاعتنا هستند؟
شاید آنها بهتر از ما میدانند که بسیار پیش از آن تاریخ، این نظام رفتنی است، بنابراین چرا نگران آیندهای باشند که از آن خودشان نیست. متاسفانه چه آنها باشند و چه نباشند، هزینه واقعی این عدم مسئولیت در اداره اقتصاد کشور و صنعت نفت را ملت ایران خواهد پرداخت.
«ش.ف»
Leave a comment