February 2008 Archives

ایران: نزول به «تحت‌الحمایگی

| | Comments (0)

 

این کلمه ثقیل و بدآوا متأسفانه گویای یک واقعیت تلخ‌تر است. امروز دیگر برای کمتر کسی جای شک و تردید باقی مانده که رژیم جمهوری اسلامی کشور را هم از نظر سیاسی و هم از نقطه نظر اقتصادی کاملاً وابسته به روسیه کرده است. با آنکه در این بازی چین هم سهمی دارد، اما در گذشته تاریخی ـ سیاسی ایران چین تنها علاقمند به تأمین منابع انرژی و فروش بنجلهای صادراتی خود بوده و ورطه تسلط سیاسی را به روسیه واگذار کرده است.

روسیه و چین در این مورد به تفاهم رسیده‌اند. چین در درجۀ اول علاقمند به تسخیر تایوان و سپس تسلط به کشورهای منطقه اقیانوس آرام است. اگر روسیه در این مورد مزاحمتی ایجاد نکند چین متقابلاً منافع سیاسی روسیه را در ایران و خاورمیانه محترم خواهد شمرد. بازی اصلی در سازمان همکاری شانگهای انجام می‌گیرد. این سازمان که در بدو امر برای ایجاد محیط تفاهم میان روسیه و چین ایجاد شده بود امروز به یک کانون ضد غرب مبدل شده است. شش عضو دائمی (Shanghai Cooperation Organization) عبارتند از: روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان. از کشورهای ایران، هند، پاکستان، مغولستان و هند نیز به عنوان ناظر دعوت به عمل آمده است اما ایران اصرار دارد که به مرتبه عضویت کامل ارتقاء یابد. در عمل با آن که پاره‌ای از کشورهای عضو همانند ازبکستان با آمریکا ارتباط دوستانه دارند و حتی آمریکا در آن کشور پایگاه دارد، سعی روسیه در این است که منطقه را کمافی‌السابق یکپارچه در اختیار داشته باشد و تحمل حضور دیگران را در منطقه ندارد. این هدف روسیه با سیاست خارجی ایران کاملاً همساز است. و از اینرو جمهوری اسلامی علاقه دارد با تحمیل خود به این سازمان آن را به یک کانون ضدآمریکایی و ضد غربی تبدیل کند. تاکنون این نقشه چندان موفق نبوده است اما با نزدیکتر شدن هر چه بیشتر روابط روسیه با جمهوری اسلامی، در آینده نه چندان دور سعی خواهد شد از این گروه چیزی شبیه پیمان ورشو در پیرامون روسیه ایجاد شود. البته رقابتهای سیاسی میان چین و روسیه هنوز به قوت خود باقیست و شاید یکی از دلائل کند روی در این زمینه مربوط به همین مسأله باشد.

باید دید چرا و چگونه چنین شده است که جمهوری اسلامی دست بسته خود را در اختیار روسیه قرار دهد. یکی از عوامل مؤثر در این رویداد عبارتست از اشتراک منافع میان روسیه و جمهوری اسلامی، اما این اشتراک منافع به نحو عادلانه میان این دو تقسیم نشده است. روسیه در موقعیتی قرار دارد که از انزوای کامل ایران در صحنۀ بین‌المللی کمال استفاده را کرده و می‌کند. از سوئی بازار ایران را در اختیار گرفته، هر چه سلاح فرسوده و دست دوم در اختیار دارد به بهای گزاف به رژیم تهران می‌فروشد، از سوی دیگر با استفاده از تهران در امر صلح خاورمیانه اخلال کرده سوریه را مورد حمایت قرار می‌دهد و به حساب ایران به سوریه اسلحه می‌فروشد. جمهوری اسلامی هم آن چنان همه درهای خارج را بر روی خود بسته است که جز روسیه و تا حدودی چین دیگر یار و یاوری ندارد. زمانی که روابط دو کشور این چنین یکسویه می‌شود، کشور ضعیف‌تر خواه ناخواه به صورت تحت‌الحمایه در می‌آید.

در دوران پیش از انقلاب با آن که وابستگی به آمریکا و غرب یکی از پایه‌های سیاست خارجی ایران شده بود، لااقل سعی می‌شد با بلوک شرق هم تا آنجا که ممکن است روابط عادی و دوستانه باقی بماند. امروز نتیجه سیاست «نه شرقی نه غربی» جمهوری اسلامی از یک سو باعث انزوای کامل سیاسی و اقتصادی در رابطه با آمریکا و اکثر کشورهای غربی شده است و از سوی دیگر بیش از همیشه عنان سیاست خارجی ایران و زندگانی اقتصادی مردم در اختیار روسیه و تا حدودی چین قرار گرفته است. روسیه پوتین یک کشور دموکراتیک و باز نیست. کسی که می‌گوید بزرگترین فاجعه قرن بیستم فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود خواب و خیالی جز جبران مافات ندارد و از هر فرصتی برای بازگرداندن آب رفته به جوی استفاده می‌کند. پنج «جمهوری سابق» را با تشکیل «سازمان شانگهای» سعی می‌کند دوباره در دام سلطه خود اسیر کند و در همان حال آرزوی دستیابی بر تمامیت دریای مازندران و یافتن راهی به خلیج فارس را در سر می‌پروراند.

متأسفانه سیاست خارجی ایران همانند دیگر جوانب منافع ملی دستخوش هوی و هوس مشتی جوجه دیکتاتور فاسد است و جائی برای بحث، تصمیم‌گیری و انتخاب معقول باقی نمانده است.

 

«ش. ف»