March 2008 Archives


صحنۀ سیاست و جنگ در خاور میانه طی چند هفته اخیر آنقدر آشفته و خطرناک شده که حتی برای این منطقۀ دائماً در تلاطم، بی‌سابقه است.

نزدیک به دو سال پیش در ماه مه 2006 روزنامه جنجالی «نیویورک سان» در صفحه اول خود با درشت‌ترین حروف نوشت: ایران به آمریکا اعلام جنگ می‌کند! این خبر در آن زمان، در ارتباط با نامۀ احمدی نژاد به جرج بوش منتشر شد. آن نامۀ کذایی نه تنها صلحجویانه و دوستانه نبود بلکه دست کم برای این روزنامه بیشتر به اعلان جنگ شباهت داشت.

آنچه موجب ظاهراً این «سوء تفاهم» شد، جمله‌ای بود در انتهای نامه به‌زبان عربی «والسلام علی من‌التّبع ‌الهدی» (صلح تنها با کسانی است که پیرو راه حقیقت هستند). سردبیر روزنامه «سان» با اشاره به استفاده از این جمله در پایان نامه حضرت محمد پیامبر اسلام به امپراتور بیزانس و پادشاه ساسانی و پیامدهای آن، استفاده از این جمله را اعلام جنگ خوانده و به دولت آمریکا هشدار داد. در این هشدار، نویسنده یادآور شد که پادشاه ساسانی و امپراتور بیزانس هر دو، مورد حمله قرار گرفتند و نباید این مطلب را شوخی تصور کرد.

اگر آن روز این خبر و نظر روزنامه «نیویورک سان» بیشتر جنبۀ فانتزی و یا حتی فکاهی داشت، اتفاقات هفته‌های اخیر، مسأله جنگ بین ایران و آمریکا را مجدداً زنده کرده است.

طبق گزارش دیروز بی‌بی‌سی، ژنرال دیوید پترایوس، فرمانده کل نیروهای آمریکایی در عراق به این خبرگزاری گفته است که وی شواهدی در دست دارد که نشان می‌دهد حکومت اسلامی ایران در بمبارانهای بلاوقفۀ منطقۀ سبز بغداد در روز یکشنبه 23 مارس دست داشته است. این ژنرال آمریکایی مدعی است که سپاه قدس وابسته به جمهوری اسلامی، شورشیانی را که منطقۀ سبز بغداد را هدف رگبار خمپاره و راکت قرار دادند آموزش داده و آنان را مجهز به سلاحهای لازم کرده ‌است. ژنرال آمریکایی خاطرنشان کرد که «تمام این اعمال نقض کامل قولهای احمدی‌نژاد رئیس جمهور وسایر رهبران بلندپایۀ ایرانی به همتاهای عراقی‌شان است.»

اگر در کنار این مطلب، دخالتهای جمهوری اسلامی را در امر انتخابات لبنان و درگیریهای فلسطینی‌ها در غزه اضافه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که حکومت جمهوری اسلامی عمداً می‌خواهد یک نوع درگیری نظامی مستقیم با آمریکا را زمینه‌سازی کند.

در مسأله خاورمیانه و درگیریهای روزافزون در این منطقه، این تنها آمریکا نیست که هدف حملات لفظی و عملیاتی جمهوری اسلامی قرار دارد. اکثر کشورهای عربی به‌استثنای سوریه علناً در برابر دخالتهای جمهوری اسلامی در سراسر منطقه اندک‌اندک جبهه گرفته‌اند و آنچه را که تا امروز مخفیانه و در اتاقهای دربسته در مورد این مسأله ابراز می‌کردند این روزها بی‌پرده و با صراحت می‌گویند و می‌نویسند. یک نشانۀ بارز به وخامت گرائیدن رابطۀ جمهوری اسلامی را با کشورهای منطقه هفتۀ گذشته در مورد ملاقات سران کشورهای عرب در دمشق مشاهده کردیم. بلافاصله پس از آنکه دمشق و تهران اعلام کردند که احمدی‌نژاد نیز در جلسۀ سران کشورهای عرب شرکت می‌کند، پادشاه عربستان سعودی و سپس رئیس جمهوری مصر، پادشاه اردن هاشمی و حتی نخست وزیر لبنان انصراف خود را از شرکت در این گردهمایی اعلام کردند. از سوی دیگر، مطبوعات اغلب کشورهای عربی بشارالاسد رئیس جمهور سوریه را در مورد دعوت از احمدی‌نژاد مورد شماتت و انتقاد قرار دادند.

هیچکس تاکنون نتوانسته است برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی که کشور را روز به‌روز بیشتر به‌انزوا می‌کشاند دلیل و برهان منطقی و مردم‌پسندی عرضه کند. در مورد خاور میانه، به‌ویژه سیاست خارجی جمهوری اسلامی هرچه بیشتر با شکست روبرو می‌شود شدیدتر اقدام می‌کند و با سرعت بیشتری در همان مسیر غلط گام برمی‌دارد. در عراق اشتباهات جمهوری اسلامی باعث شده است که امروز ادامۀ حضور نظامی آمریکا در آن کشور را با خطر جمهوری اسلامی توجیه کنند.

آقایان بوش و کاندیدای جمهوریخواهان جان مک‌کین هر دو از این خطر نام می‌برند و طبق آخرین نظرسنجی‌ها توانسته‌اند موج مخالفت با جنگ را در آمریکا متوقف کرده اکثریت قابل ملاحظه‌ای را با نشان دادن خطر نفوذ ایران در عراق با خود همراه سازند.

در لبنان، هر بار که سیاستمداران آن کشور در کوشش خود برای انتخاب رئیس جمهور آینده آن کشور با شکست روبرو می‌شوند، از جمهوری اسلامی و پشتیبانی آن کشور از حزب‌الله یاد می‌کنند و حتی با اشاره به قتل رفیق حریری مدعی شده‌اند که دلیل اصلی بن‌بست سیاسی در لبنان با رسیدگی سازمان ملل در مورد چگونگی آن جنایت مرتبط است.

به‌زعم این گروه، حزب‌الله لبنان و سوریه و جمهوری اسلامی نگران آن هستند که اگر حقایق این توطئه از طرف دادگاه ویژۀ سازمان ملل کشف و منتشر شود، برای این سه گروه گرفتاریهای عظیمی ایجاد خواهد شد. از این رو حزب الله و هواداران سوریه از انجام هر نوع سازش سیاسی سر باز می‌زنند مگر آن که بتوانند با در اختیار داشتن حق وتو از بررسی این پرونده توسط سازمان ملل جلوگیری کنند. صف‌بندیها در مورد مسائل لبنان اکثر دولتهای عربی را در برابر ایران و سوریه قرار می‌دهد و آنچه بیشتر ایجاد نگرانی می‌کند اصرار احمدی‌نژاد و دیگر سران جمهوری اسلامی در چسبیدن اجباری به جلسات و گردهماییهای اعراب است. جمهوری اسلامی می‌خواهد چنین وانمود کند که ایران هم یکی از کشورهای عربی است در حالی که این کشورها هرگاه فرصتی یافته‌اند علیه منافع ایران، به‌ویژه در مورد جزایر ایرانی خلیج فارس موضعگیریهای بسیار خصمانه کرده‌اند.

اگر قرار است اساس سیاست خارجی هر کشوری بر مبنای حفظ و حراست منافع ملی باشد یا جمهوری اسلامی معنی سیاست خارجی را نفهمیده است و یا از شناخت منافع ملی ایران عاجز است. آنچه طی این سه دهه به‌عنوان سیاست خارجی از سوی این حکومت اعمال شده در اکثر موارد دقیقاً در جهت عکس منافع واقعی ملی ایران بوده است. حمایت از حزب‌الله در لبنان، دخالت در جنگ عراق، اعلام جنگ لفظی و تهدید اسرائیل به‌خاطر حماس همه و همه مستقیماً منافع و منابع مادی و معنوی ملت ایران را در مسیری غیر عقلائی به‌هدر داده است. در عوض حفظ روابط سالم با کشورهای دیگر، امروز گذرنامۀ ایرانی در اکثر کشورها به‌عنوان مشکوک و خطرناک مورد بازرسی قرار می‌گیرد. اقتصاد کشور روز بروز بیشتر فلج می‌شود و بازرگانان ایرانی حتی از حق داشتن حسابهای بانکی شخصی در اروپا و آمریکا محروم شده‌اند. نتیجه این سیاست اشتباه، اوضاع بی‌سر و سامان اقتصادی و سیاسی و انزوای بین‌المللی ایران است.

تا زمانی که یک جایگزین استوار و کارآ در برابر این سیاست خانمانسوز عرضه نشود، نمی‌توان به تغییر یا حتی تعدیل آن امیدوار بود.

پاریس ـ 27 مارس 2008

 

  

 

 

سرانجام زودتر از زمان مورد انتظار، شورای امنیت سازمان ملل متحد برای سومین بار قطعنامه نسبتاً شدیدی علیه جمهوری اسلامی به تصویب رساند. این بار نیز جمهوری اسلامی نتوانست حتی یک متحد همصدا در شورای امنیت برای خود دست و پا کند و قطعنامه 1803 با چهارده رأی موافق و تنها یک رأی ممتنع (اندونزی) به‌تصویب رسید. این بدان معنی است که مضاف بر آمریکا، روسیه، فرانسه، چین و بریتانیا ـ پنج عضو دائمی شورای امنیت ـ 9 عضو غیردائمی یعنی بلژیک، بورکینافاسو، کوستاریکا، کرواسی، ایتالیا، لیبی، پاناما، آفریقای جنوبی و ویتنام همگی علیه جمهوری اسلامی رأی داده‌اند.

احتمالاً یکی از دلائل سرعت عمل در تصویب قطعنامه و سهولت کسب توافق تا این حد وسیع، اطلاعات پشت پرده‌ای بوده است که در اختیار نمایندگان کشورهای عضو قرار داده‌اند. قطعنامه 1803 نیز مانند قطعنامه‌های پیشین (1737 و 1747) تحت لوای بخش هفتم منشور سازمان ملل زیر عنوان «اعمال مرتبط با تهدید صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز» تنظیم و تصویب شده است.

 

قطع امید از «برادر البرادعی»

محمد البرادعی که در ماه اوت گذشته از خود به حساب جمهوری اسلامی ریش گرو گذاشت و تا آخر سال مسیحی و سپس تا آخر ماه جاری به آنها مهلت داد، سرانجام سرخوردگی خود را از دوستان تهران اندک اندک بروز می‌دهد. وی در نشست اخیر شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیشرفتهای هسته‌ای تهران را در برنامه‌های هسته‌ای نظامی بسیار جدی خواند و از جمهوری اسلامی خواست که این بار به صورت جدی با آژانس همکاری کند و دست از «سنگ اندازی» در راه این تحقیقات بردارد. وی در همین نشست تلویحاً اظهارات مقامات ایرانی را درباره بسته شدن پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی رد کرد و گفت «یک بررسی کامل باید درباره موضوع اتهام پیشرفتهای نظامی اتمی انجام شود.» نگرانی آژانس پیرامون استفاده از سانتریفوژهای پیشرفته‌تر برای غنی‌سازی اورانیوم، آزمایش مواد منفجره و کار روی کلاهک‌های هسته‌ای که بر روی موشک حمل می‌‌شوند، دور می‌‌زند.

البرادعی همچنین از ایران خواسته است که از مانع‌تراشی دست بردارد. از قرار گزارش خبرگزاری فرانسه، نمایندگان ایران طی نشست شورا که از این هفته شروع شده است به دلیل اتهامات تازه که می‌گوید تهران بر روی مطالعات تسلیحاتی کار کرده است با دشواریهای بی‌سابقه‌ای روبرو خواهند شد. براساس این اطلاعات، ایران بعد از سال 2003 به فعالیتهای اتمی خود ادامه داده و این مطلب دقیقاً با گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا که گفته بود ایران فعالیتهای خود را در سال 2003 متوقف کرده متباین است. روزنامه واشنگتن پست روز دوشنبه گذشته به نقل از معاون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی متذکر شد که «آژانس از سازمانهای اطلاعات جاسوسی چندین کشور مختلف مدارک اثبات کننده‌ای به دست آورده است که به یک تحقیقات پیشرفته در زمینه برخی فن‌آوری‌های کلیدی که برای ساخت و پرتاب یک بمب هسته‌ای الزامی می‌باشد اشاره دارد.» وی می‌افزاید که برای مثال برخی از این اسناد مطالعات درباره تغییر موشک شهاب 3 برای ایجاد این توانائی خواهد بود که بتواند کلاهک‌های هسته‌ای را حمل کند.

 

خوشنودی جامعه بین‌المللی از توافق بر روی قطعنامه

جالب توجه است که این بار دیپلماتهای آمریکائی سعی می‌کنند از همکاران اروپائی خود جدا نشوند و حتی با روسها و چینی‌ها هم تا آنجا که ممکن است همکاری و اتفاق نظر را حفظ کنند. اینکه روسها و چینی‌ها به این سادگی حاضر شده‌اند در مورد قطعنامه 1803 در کنار آمریکا قرار گیرند احتمالاً دلیل دیگریست در مورد جدی بودن اسناد و مدارکی که در اختیار آژانس قرار گرفته است. از آنجا که همه کشورهای عضو دائمی شورای امنیت در مقر آژانس در وین نماینده دارند، میزان اهمیت و جدی بودن مدارک جدید از طریق این نمایندگی‌ها به دولتهای مبتوعشان گزارش می‌شود.

زالمای خلیل‌زاد، سفیر افغانی نسب آمریکا در سازمان ملل طی مقاله‌ای در روزنامه وال استریت جورنال در مورد سیاستهای جدید جمهوری اسلامی می‌نویسد: «یک بار دیگر ایران راهی را که دنیا به آن امیدوار بود انتخاب نکرد، یک بار دیگر شورای امنیت چاره‌ای جز عمل ندارد. امنیت یک منطقه بسیار مهم جهان و اعتبار شورای امنیت و آژانس بین‌المللی در خطر است و در عین حال این نهادهای بین‌المللی تلاش می‌کنند ایران را به تعهدات خود در قبال معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی پایبند نگه دارند.»

خلیل‌زاد درباره اسناد مورد بحث می‌گوید: «آژانس اسنادی را که طی سالها توسط کشورهای متعدد عضو آژانس و یا بررسی‌های خود آژانس گردآوری شده است به ایران ارائه داده است. این اسناد دربرگیرنده جزئیات تلاش‌های ایران برای ساخت کلاهک اتمی است و سایر فعالیتهای اعلام نشده مربوط به مواد هسته‌ای رانشان می‌دهد. ایران این اسناد را «بی‌پایه و اساس و جعلی» خوانده است، اما آژانس اتمی این نتیجه‌گیری را قبول ندارد.»

اظهارات دیگر کشورها جملگی در همین زمینه است. نماینده روسیه در شورای امنیت، ویتالی چورکین گفت: «قطعنامه تصویب شده آشکارا تنها به مسائل نگران کننده‌ای که در چارچوب عدم گسترش تسلیحات هسته‌ای مطرح است ارتباط دارد.این قطعنامه آشکارا متمرکز است.»

چین تأکید کرد که مردم ایران هدف این قطعنامه نیستند و این کشور امیدوار به از سرگیری مذاکرات است.آفریقای جنوبی از رای مثبت خود دفاع کرد و ایران را در مورد سرپیچی از قطعنامه‌های پیشین مورد انتقاد قرار داد. عکس‌العمل ژاپن، انگلستان، فرانسه و اغلب کشورهای دیگر هم جملگی در تأیید قطعنامه بود.

 

در تهران چه می‌گذرد

در حالی که همه دنیا نگران اوضاع ایران است، در تهران سیاست کبک وار سر زیر برف پنهان کردن همچنان ادامه دارد.آنها معتقدند که اگر مردم را در بی اطلاعی کامل نگه دارند تا انتخابات انجام شود، خطر از سرشان گذشته است. آنچه در مورد عکس‌العمل به این قطعنامه مشاهده می‌شود حتی برای رژیم اسلامی هم بی‌سابقه است. طبق گزارش نشریه اینترنتی «روز» که در خارج از کشور منتشر می‌شود، نامه امریه مانندی از طرف معاون وزارت ارشاد به صورت «مصوبه کمیته شورای عالی امنیت ملی» برای روزنامه‌ها فرستاده شده است که از قرار نوشتۀ این نشریه در تاریخ ایران، پیش و بعد از انقلاب اسلامی، بی‌سابقه است. در متن کامل این «امریه» که در واقع دستورالعمل و خط دادن به روزنامه‌ها است عناوین اخبار و مقالات فرمایشی اعلام شده است. نمونه آنها از این قرار است:

ـ با توجه به همکاری همه جانبه ایران با آژانس، صدور قطعنامه بعدی دخالت در امور داخلی ایران تلقی می‌شود.

ـ صدور قطعنامه جدید تاثیری بر استمرار حمایت مردم ایران از سیاستهای هسته‌ای نظام جمهوری اسلامی ندارد.

ـ تأکید بر گزارشهای مثبت آژانس درباره ماهیت صلح آمیز بودن فعالیتهای هسته‌ای ایران

ـ صدور قطعنامه، حربه‌ای قدیمی و غیرکاربردی است

ـ هیچکس نمی‌تواند مردم ایران را از مزایای دستاوردهای هسته‌ای محروم کند

ـ موفقیت‌های هسته‌ای ایران در صحنه تکنیک غیرقابل اغماض است

ـ جهان اسلام از مزایای هسته‌ای محروم است

ـ غرب نمی‌خواهد دانشمندان مسلمان به تکنولوژی روز انرژی دست یابند

ـ بیان شادمانی مسلمانان از پیشرفت هسته‌ای ایران

ـ بزرگنمائی اختلاف برخی از کشورهای اروپایی با سیاست آمریکا درباره برنامه هسته‌ای ایران

ـ طرح اختلافات آمریکا با روسیه و چین درباره برنامه هسته‌ای ایران

ـ اروپا بازنده اصلی سیاستهای آمریکا در ایران است

ـ اروپا نباید آلت دست آمریکا قرار بگیرد

ـ اروپا تاوان سنگینی برای سیاست‌های خصمانه آمریکا در منطقه می‌پردازد.

این نوع فرار از واقعیات و فریب افکار عمومی در درازمدت فاجعه‌ساز خواهد بود. یگانه نمونه مشابهی که می‌توان در تاریخ برای این نوع رویاروئی با مسائل جدی یافت دستگاه تبلیغات دوران آلمان هیتلری است. به جای حل عاقلانه مسأله‌ای به این اهمیت، شورای امنیت ملی برای روزنامه و مطبوعات عنوان خبر جعلی صادر می‌کند.

پاریس ـ 5 مارس 2008