المپیک چین:دردسری برای حکومت و فرصتی برای مردم

| | Comments (0)

موج تظاهرات آزادیخواهانه علیه سیاست ضدمردمی حکومت کمونیستی چین این روزها ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. سران نظام دیکتاتوری و تک حزبی آن کشور به گمان خود می‌خواستند با استفاده از تبلیغات مثبت در ارتباط با بازی‌های جهانی برای خود آبروئی در جهان کسب کنند و نشان دهند که می‌شود همه چیز را با پول خرید، حتی آبرو و حیثیت را!

آنها به خیال خود کاپیتالیسم را از غرب به عاریت گرفتند و اسم آن را به «سوسیالیسم ترمیم شده» (modified socialism) تغییر دادند. به زعم آنها حالا که سیستم اقتصاد برنامه‌ریزی مرکزی و سوسیالیسم در سراسر جهان شکست خورده است باید دیکتاتوری را حفظ کرد اما همزمان «نوعی» کاپیتالیسم را هم اجازه رشد و پرورش داد. احتمالاً این درسی بود که آنها از فروپاشی ناگهانی شوروی سابق آموختند و با کشتار معروف «تین یان من» در سال 1989 دستگاه سیاسی حزب و عوامل آن را موقتاً نجات دادند. دنیای به اصطلاح آزاد هم آنقدر دردسر دارد که پس از مدتی آن جنایت علیه حقوق بشر را فراموش کرد و سران کشورها یکی پس از دیگری، برای انجام معاملات پرسود عازم چین شدند. این پیروزی موقت حزب کمونیست چین موجب شد که تعدادی از سایر کشورهای غیرآزاد نظیر ایران هم به فکر تقلید از «مدل چینی» بیفتند و نوعی اقتصاد باز را تشویق کنند. آنها پیش خود حساب کردند که اگر چین می‌تواند با باز کردن اقتصاد به روی بخش خصوصی و ایجاد امکانات پولدار شدن برای بخشی از مردم، ماهیت دیکتاتوری رژیم را حفظ کند چرا ما هم از آنها تقلید نکنیم؟ حالا بگذریم از اینکه شرایط چین و ایران بسیار متفاوت است و احتمال تکرار آن تجربه حتی در مقیاس بسیار کوچکتری هم وجود ندارد.

اما بحث اصلی بر سر خود مسأله چین و سیاست کنونی آن است که آیا خواهد توانست دوام بیاورد؟ بسیاری از صاحب نظران بر این عقیده استوارند که آزادی اقتصادی واقعی و آزادی سیاسی از یکدیگر جدائی ناپذیرند و وجود یکی خواهی نخواهی حضور دیگری را در درازمدت تضمین خواهد کرد.

اتفاقات اخیر که از مسأله تجاوز چین نسبت به مردم تبت شروع شد و هر روز ابعاد تازه‌تری می‌یابد، شاید همان نقطه آغازی باشد که باعث تغییرات وسیع سیاسی در چین شود.

با آنکه مطبوعات و دیگر رسانه‌ها در چین در کنترل رژیم هستند ولی اینهمه سروصدا در جهان نمی‌تواند برای درازمدت از مردم چین پوشیده بماند. تا برگذاری مراسم هنوز چند ماهی باقی است و از هم اکنون زمینه دامنه‌دارتر شدن این ناآرامی‌ها موجود است. نخست‌وزیر استرالیا این هفته در دانشگاه پکن برای اولین بار درباره رعایت حقوق بشر سخن گفت و روز بعد رئیس کمیته بین‌المللی المپیک هم از دولت چین خواست که در این زمینه اقدام کند. رؤسای کشورهای بزرگ یکی پس از دیگری از شرکت در مراسم افتتاحییه المپیک سرباز می‌زنند. از همه مهمتر اینکه جریانات ورزشی مستقیماً از تلویزیونها پخش خواهد شد و هرگونه تظاهراتی در ارتباط با حقوق بشر از دید مردم آن کشور پنهان نخواهد ماند. آنچنان که از قرائن پیداست برگذاری این بازی‌ها نه تنها کمکی به بهبود چهره چین نخواهد کرد بلکه فرصتی شده است برای مبارزان حقوق بشر تا کمبودهای چین را در وسیع‌ترین ابعاد افشاء کنند.

آیا چین خواهد توانست راهی برای خروج از این درگیری بیابد و یا این پیش‌آمد نخستین قدم خواهد بود در راه فروپاشی یک نظام دیکتاتوری دیگر و دستیابی مردم به حداقل حقوق انسانی؟

 

Leave a comment