همه مقصرند جز احمدی‌نژاد

| | Comments (0)

سخنرانی هفته گذشته رئیس جمهور محبوب در شهر مذهبی قم احتمالاً در تاریخچه این حکومت شهرت ابدی خواهد یافت. در این گلفشانی تاریخی ایشان وزارت اقتصاد، بانک مرکزی، مجلس، وزارت نفت، وزارت مسکن، گمرکات و هرکس و هر سازمان اداری دیگری را که می‌توانست نام ببرد تقصیرساز و اخلالگر خواند و خود را بی‌گناه و مظلوم معرفی کرد.

وی خطاب به مردم قم گفت «بنده باید از شما عذرخواهی کنم، چرا که حقیقت این است که باور ما این بود وقتی مشکل شناخته شد و به بانک مرکزی و وزارت اقتصاد دستور داده شد که در راستای حل مشکل گام بردارند، متأسفانه آنها وظیفه خود را انجام ندادند و وضعیت به همین شکل ادامه یافت.» البته ایشان هیچ توضیح بیشتر در مورد این اتهام را لازم تشخیص ندادند. ایشان سپس به سایر ادارات پرداخته و فرمودند: «گمرکات، ثبت اسناد، مجوزها و انحصارات، بانک‌ها، شبکه مالیاتی و عدم نظارت بر عملکرد دستگاه‌های اجرائی ریشه سوءاستفاده، بی‌عدالتی‌ و تبعیض‌ها هستند.» جالب توجه است که رئیس جمهوری از خود رفع مسئولیت کرده سعی می‌کند همه گناه‌ها را بر گردن دیگران تحمیل کند.

به راستی چرا باید سرنوشت ایران در میان این همه کشورها این چنین ورق بخورد که یک فرد به تمام معنی جاهل و فتنه‌انگیز بتواند این چنین بر جان و مال یک ملت حکمروایی کند و با کمال بی‌شرمی نتایج سوء همه خرابکاری‌ها و بی‌کفایتی‌های خود را متوجه دیگران سازد؟ در همه دنیا رهبران کشورها حتی زمانی که مستقیماً در امری دخالت نداشته باشند چون در رأس امور قرار دارند، مسئولیت کوتاهی‌ها و اشتباهات دیگران را نیز خود متقبل می‌شوند. زمانی که جان کندی در سال 1961 هنوز چند هفته‌ای بیشتر در کاخ سفید مقیم نشده بود، سازمان سیا در طرحی که در زمان ریاست جمهوری ژنرال آیزنهاور در مورد حمله به کوبا تهیه و تصویب شده بود شکست خورد. تعداد زیادی از مهاجمین که از فلوریدا حرکت کرده بودند یا دستگیر شدند و یا کشته و زخمی. با آنکه جان کندی هیچگونه دخالتی در تهیه و تصویب آن طرح نداشت چون اجرای ناموفق این طرح در زمان صدارت او به وقوع پیوسته بود، شخصاً در برابر ملت آمریکا قبول مسئولیت کرد و از مردم پوزش طلبید بدون آنکه یک کلمه در مورد عدم دخالت خود بر زبان آورد. ببینید تفاوت کار از کجاست تا به کجا. او در مورد عملی که به خودش ارتباطی نداشت قبول مسئولیت کرد همانگونه که هر رهبر شرافتمندی باید قبول مسئولیت کند و احمدی‌نژاد که شخصاً با دخالت‌های بی‌موردش موجب شکست بانک مرکزی و وزارت اقتصاد بوده است این چنین بی‌‌شرمانه دیگران را متهم می‌کند.

در دنیایی که نه تنها کشورهای بزرگ و ثروتمند بلکه اکثریت قریب به اتفاق اعضای سازمان ملل برای حل مسائل خود دست به دامان صاحبان علم و دانش می‌شوند، در ایران امنیت، اقتصاد و رفاه هفتاد میلیون مردم مملکت بازیچه دست یک مرد نادان ولی پرمدعا شده است. در دنیای امروز از قرار آخرین بررسی‌های، علمی در حدود پنج هزار «مخزن اندیشه» (Think thank) وجود دارد که تقریباً نیمی از آنها در آمریکا و بقیه در سایر کشورهای جهان فعالند. اخیراً یکی از پژوهشگران ایرانی در این مورد کتاب جالبی منتشر کرده است. آقای محمدرضا عضدانلو در کتاب «قرن بیست و یکم، قرن فرمانروائی مخازن اندیشه» چنین می‌نویسد: «امروزه بیش از 77 کشور جهان دارای مخازن اندیشه شناخته شده‌اند» وی سپس از این کشورها نام برده و می‌افزاید «اعتبار و ارزش ایده‌ها و اندیشه‌های مختلفی که پایه‌های سیاست یک جامعه را تشکیل می‌دهند (در این سازمان‌ها) مورد سنجش قرار می‌گیرد.» و نتیجه می‌گیرد که جملگی سیاست‌های یک جامعه یا کشور قبل از آنکه به مورد اجرا گذاشته شوند از سوی این مؤسسات بررسی و ارزیابی می‌شوند.

نه تنها هر یک از رهبران جهان بلکه اکثر سیاستمداران، وزیران، سناتورها و نمایندگان مجالس برای سیاستگذاری دست به دامان «اندیشه گروهی» این نخبگان می‌شوند تا بهتر بتوانند در تلاش خود برای خدمت به مردم توفیق حاصل کنند. رؤسای ممالک پیش از آنکه سیاست یا برنامه‌ای را اعلام کنند، نخست گروهی از دانشمندان صاحب‌نظر یا یکی از این مخازن اندیشه را مأمور بررسی تمام جوانب سیاست مورد نظر کرده از آنها استمداد فکری می‌کنند. پس از دریافت پیشنهادات رسیده، آنها را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار می‌دهند و پس از طی این مراحل نتایج را به صورت لایحه تقدیم قوه قانونگذاری می‌کنند.

به‌عنوان نمونه، آقای سارکوزی رئیس جمهوری فعلی فرانسه که با برنامه اصلاحات بنیادی در سیستم اداری و سیاسی فرانسه داوطلب پست ریاست جمهوری بود پس از آنکه در انتخابات توفیق نصیبش شد، هیأتی را به ریاست «ژاک اتالی» مأمور بررسی کرد. ژاک اتالی عضو حزب سوسیالیست (حزب مخالف) و دستیار نزدیک رئیس جمهور فقید فرانسه فرانسوا میتران بود. پس از شش ماه مطالعه، کمیسیون اتالی سیصد و شانزده پیشنهاد برای انجام اصلاحات ارائه داد که همه آنها در روزنامه‌ها و مجلات فرانسه به چاپ رسید و مخالف و موافق همچنان درباره آنها مشغول بحث و جدل هستند. طی چهار سال آینده دولت آقای سارکوزی پاره‌ای از این پیشنهادها را که با مخالفت شدید مردم مواجه نشده باشد به صورت لایحه تنظیم و تقدیم قوه قانونگذاری خواهد کرد. در سراسر اروپا و در آمریکا، ژاپن و دیگر کشورهای دمکراتیک همه کم و بیش از چنین سیاست و روشی پیروی می‌کنند و از اینرو کمتر مثل آقای احمدی‌نژاد در گل گرفتار می‌شوند.

شما اگر به پرونده دو سال گذشته حکومت احمدی‌نژاد یا بهتر بگوئیم به پرونده سی ساله جمهوری اسلامی توجه کنید، دقیقاً با شیوه‌ای یکصد و هشتاد درجه در جهت مخالف این روش روبرو می‌شوید. این حضرات ملت را قبول ندارند که خواستار نظرش باشند. اهل عقل و دانش و هوش نیستند که به نظرهای کارشناسانه خبرگان توجه کنند. همه ما خوب می‌دانیم که روش حکومتی آنها معجونی است از مقررات و قوانین خشک و انعطاف‌ناپذیر مذهبی که با دنیای امروز در تضاد آشکار است و شیوه‌های فاشیستی تحمیل و تهدید. خودسرانه تصمیم می‌گیرند بدون آنکه به نظرها و عقاید کارشناسان توجه کنند و هر گاه با شکست فاحش روبرو می‌شوند، گناه را یا بر گردن بیگانه می‌گذارند و یا زیر دستی‌های بلادفاع.

این شیوه حکومت، مملکت را بیش از هر زمان در معرض خطر و اضمحلال قرار داده است. همانگونه که در امور اقتصادی شکست خورده‌اند و امروز قادر به حل مسائل روزافزون نیستند، در سیاست خارجی نیز به بن‌بست رسیده‌اند و کشور را در خطرناکترین شرایط با جامعه جهانی درگیر کرده‌اند.

اگر آنها از عقل، دانش و اندیشه گریزان هستند و نمی‌خواهند مسائل مملکت را مورد بررسی دقیق قرار دهند، دلیلی وجود ندارد که بقیه ما خود را با ناظر بودن و نق زدن برای همیشه سرگرم کنیم. اگر در درون کشور مخزن اندیشه‌ای وجود ندارد و یا اگر امکان آن هست ولی رژیم علاقه‌ای به استفاده از آن ندارد، چرا باید در برونمرز ما نیز مرتکب همان گناه بشویم؟ اگر جمهوری اسلامی فرصت اندیشیدن و بررسی مسائل و یافتن راه حل‌های معقول را نمی‌پسندد و کشور را به چنین روز سیاهی نشانده است، چرا ما ایرانیان خارج تا کنون نتوانسته‌ایم این صحنه خالی را با فعالیت‌های خود پر کنیم؟ این همه پژوهشگر و دانشمند میهن‌پرست در کمال آزادی در برونمرز زندگی می‌کنند، باید پرسید چه عاملی باعث شده است که تا کنون در مسیر راهیابی و چاره‌جوئی، اقدامات اصولی صورت نگرفته است؟ گناه این کوتاهی را نمی‌توان کاملاً متوجه جمهوری اسلامی کرد.

پاریس ـ 17 آوریل 2008

Leave a comment