یکبار دیگر احمدینژاد در پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل متحد ظاهر شد و باز هم آنرا با مسجد پامنار اشتباه کرد. دعای فرج (به زبان عربی) که او در اول سخنرانی بیست و هفت دقیقهایاش خواند بیش از همه چیز موجب حیرت حاضران شد. در مجمعیکه بیش از هفتاد کشور عرب و مسلمان عضویت دارند هیچ نماینده دیگری تا کنون این چنین مذهبنمائی نکرده است. باقیمانده سخنرانی که همانند انشاء شاگردان مدرسه ابتدائی «بخشبندی» شده بود نیمی موعظه و مناجات بود و نیم دیگر نفرین و دشنام علیه آمریکا، اسرائیل، اروپا و غیره. در این سخنرانی برای اولین بار جبههگیری جمهوری اسلامی در کامپ روسیه و علیه سازمان ناتو، اتحادیه اروپا و غرب به وضوح آشکار بود.
موضعگیری او در مورد مسئله گرجستان و روسیه آنقدر یکجانبه بود که حتی از حرفهای روسها هم شدیدتر مینمود. حملات او این بار در مورد اسرائیل از همیشه نفرتانگیزتر بود. وی این بار حملات خود را متوجه مردم اسرائیل و پیروان مذهب یهود کرد. اتهامات او آنقدر شدید و رکیک بود که شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل این نوع مطالب علیه یهودیها را در نیمه دوم قرن بیستم بیسابقه خواند. اوباما کاندیدای دمکراتها برای ریاست جمهوری آمریکا بلادرنگ سخنان او را محکوم کرد و از اینکه به او اجازه داده میشود به نیویورک بیاید و در مجمع عمومی اینگونه سخن گوید اظهار تعجب و عدم رضایت کرد. البته معلوم نیست بعد از این اظهارات باراک اوباما آیا نظام جمهوری اسلامی هنوز هم مدعی خواهد شد که «او با ما»ست!
اگر کسی از لاطائلات احمدینژاد در نیویورک متعجب شود پس با شنیدن اظهاراتش هنگام ورود به نیویورک چه خواهد کرد؟ خبرگزاریها گزارش دادند و رادیو فردا در تارنمای خود با تیتر درشت از قول او نوشت: «98 درصد مردم از دولت پشتیبانی میکنند!» وی سپس در پاسخ به خبرنگاران در مورد بازداشتهای غیر قانونی در ایران افزود: «...آنها صهیونیستها و دولت آمریکا هستند (کذا) که چنین چیزهائی را میگویند. چنین چیزهائی اتفاق نیفتاده است. آزادی در ایران مطلق است و قانون بر کشور حکمفرماست. سیستم قضائی ما از پیشرفتهترین سیستمهای دنیاست. در کنفرانسهای مطبوعاتی من هر کسی این حق را دارد با آزادی هرچه تمامتر هرچه را بخواهد بپرسد.» وی سپس در پاسخ به این پرسش که آیا کسی در ایران به دلیل عقاید سیاسیاش در زندان است، گفت: «ما به چنین چیزی نیاز نداریم. ما دولتی هستیم که 98 درصد مردم از آن حمایت و پشتیبانی میکنند.»
وقتی که به اصطلاح رئیس جمهوری کشوری با چنین وقاحت بیسابقهای منکر واقعیات شده با تعمد کامل دروغ میگوید دیگر چگونه انتظاری میتوان از چنین حکومتی داشت؟ او از اخلاق سخن میگوید در حالی که همان روز سازمان شفافیت بینالمللی (Transparency International) جمهوری اسلامی را در میان یکصد و هشتاد کشور، از نقطه نظر فساد و عدم شفافیت، در مقام یکصد و چهل و یکم قرار میدهد. این در حالی است که اکثر کشورهای منطقه در وضعیتی به مراتب آبرومندانهتر قرار دارند. او از صداقت و عشق سخن میگوید در حالیکه مردم سراسر ایران زیر فشار اختناق، سانسور، تبعیض و شقاوت صبر و تحملشان به انتها رسیده است. او از رفاه و آسودگی سخن میگوید در حالیکه فشار اقتصادی تورم و بیکاری حاکم بر ایران، نه تنها در منطقه بلکه به استثنای یکی دو کشور، در جهان بیسابقه است. مسافرتهای احمدینژاد به نیویورک جز فضاحت و بیآبروئی هیچ ثمرهای برای ملت ایران نداشته است و این آخرین سفر او نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست.
آنچه او در مجمع عمومی سازمان ملل و در مصاحبهها و دیگر افاضاتش گفت و میگوید برای کسی نه تازگی دارد و نه دیگر آنچنان تکان دهنده است. اما در عوض گفتار و رفتار پارهای از مدعیان آزادیخواهی و حقوق بشر هنگام مسافرت او به نیویورک موجبات تأسف و تعجب پارهای از ناظران روند مبارزات علیه رژیم شده است. همانگونه که همه به خاطر داریم، رژیم جمهوری اسلامی با ریخت و پاش کردن مبالغ قابل ملاحظهای از درآمد ملی مردم ایران در سراسر اروپا و آمریکا توانسته است عوامل نفوذی خود را خریداری و در همه جا وارد سازد. از مؤسسات به اصطلاح تحقیقاتی وابسته به بنیاد علوی در نیویورک گرفته تا سایر انجمنها و مؤسسات ظاهر الصلاح در شهرهای بزرگ آمریکا و اروپا. از سوی دیگر پارهای از خبرگزاریهای بینالمللی احتمالاً بدون آنکه از این جریان وقوف کامل داشته باشند، اجازه دادهاند کارمندان و خبرنگاران آنها تحت نفوذ جمهوری اسلامی قرار گیرند. آثار این نوع نفوذ غیر مستقیم در رسانههای غربی به انحاء مختلف ظاهر میشود. مثلاً یکباره متوجه میشوید که درست همان روزی که احمدینژاد وقیحانهترین حملات را نسبت به ملت و دولت آمریکا ایراد میکند. «مفسر ارشد» خبرگزاری CNN از «لحن ملایم» احمدینژاد در مورد آمریکا خبر میسازد و یا روابط «ویژه» با CNN موجب میشود او را به برنامههای پر بیننده این شبکه دعوت کنند.
باز هم کسی نباید زیاد از این رویدادها متعجب شود. پول بیحساب ملت ایران، زمانی که در دست عوامل فاسد نظام مثل ابر بهاری در اطراف و اکناف جهان ببارد، مسلماً همه اینگونه رسانهها و خبرنگارها و «مفسرهای ارشد» قابل خرید هستند.
آنچه در این سفر بیش از همیشه و بیش از معمول نه تنها موجب تعجب بلکه باعث نگرانی ناظران مسائل سیاسی ایران شد نقش افرادی بود که سالهاست در خارج از کشور ادعای دفاع از حقوق بشر و مقاومت در برابر رژیم را کردهاند. کسانی که با بالیدن به سابقه سالها در زندان جمهوری اسلامی، گرفتار بودن و اعتصاب غذا کردنهای خود کسب آبرو کردهاند. یکی از همین افراد درست همزمان با سفر احمدینژاد در نیویورک طی یک مصاحبه مطبوعاتی دانسته یا ندانسته بزرگترین خدمت را به رژیم آخوندی عرضه کرد. او که به همراه یکی دو نفر دیگر از فعالان ایرانی دفاع از حقوق بشر سخن میگفت در عوض محکوم کردن بیقید و شرط نظام جمهوری اسلامی به علت اینهمه اعدامهای غیر قانونی، کشت و کشار مخالفین، سلب حقوق ابتدائی ملت ایران، به زنجیر کشیدن زنان و دانشجویان، زندانی کردن کارگران مبارز و نمایندگان آنها، به جای همه این موضوعاتی که میتوانست مطرح کند، به جهانیان مژده داد که «وضع حقوق بشر در ایران از دیگر کشورهای منطقه و همسایگانش بهتر است.» ملاحظه بفرمائید که چقدر مکر و حیله در این جمله نهفته است. در مرحله اول این مطلب دروغ محض است. به هیچوجه وضع حقوق بشر در ایران از همه کشورهای همسایه و منطقه بهتر نیست. باید از ایشان پرسید آیا آزادیهای دمکراتیک در ترکیه بیشتر است یا در ایران؟ اگر منظور ایشان مصر و عربستان سعودی است، مقایسه ایران با این دو کشور قیاس معالفارق است. نه از حیث تاریخ و نه از نقطه نظر رشد سیاسی و اجتماعی، ایران با هیچ یک از این نوع کشورها قابل مقایسه نیست و چنین ادعائی جز به عنوان عذر تراشی برای جمهوری اسلامی معنای دیگری ندارد. تازه بر فرض محال که چنین باشد و وضع حقوق بشر در دیگر کشورهای همسایه و منطقه بدتر از جمهوری اسلامی باشد، آیا این عذر برای توجیه نظام سرکوبگر آخوندی پذیرفتنی است؟
این نوع قضاوت و استدلالها در مورد مسائل حقوق بشر و رفتار حکومتهای دیکتاتوری احتمالاً بر مبنای فلسفه مردود (Ethical Relativism ) یا «اخلاقیات نسبی» قرار دارد. پیروان این شیوه مذموم، بد را با بدتر مقایسه کرده از نتیجهگیری غلط آن برای اثبات مدعای خود استفاده میکنند. اگر قرار باشد برای هر عمل ناشایستی با استفاده از این روش بهانهتراشی کرد دیگر در جهان هیچ نوع اقدام و عملی را نمیتوان محکوم کرد. مثلاً با پیروی از این شیوه میشود مدعی شد که آدمخواری یا (Canibalism) هم مربوط به ذائقه است احتمالاً برای آنهائی که از خوردن گوشت انسان لذت میبرند، این شیوه هم یک نوع سلیقه است و نباید مورد اعتراض قرار گیرد.
زمانیکه کسی در این مسیر سیال عذرتراشی و بهانهجوئی برای نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت در واقع با عوامل شکنجهگر و آدمکش نظام از نظر اخلاقی چندان فاصلهای ندارد. چگونه میشود تصور کرد که گوینده این کلام در شهر نیویورک در میان صدها خبرنگار که به خاطر برگذاری مجمع عمومی و دیدن «خر دجال» زمان همه در یکجا جمع شدهاند، از معنا و تأثیر این گفته غافل باشد؟ اگر این حرف را نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل یا حتی شخص احمدینژاد بزند مسلماً کسی اعتنائی به آن نخواهد کرد. اما وقتی یک فرد شناخته شده که به اصطلاح خود را مدافع حقوق بشر برای مردم ایران میداند به این صراحت و با این سادگی گناههای نظام را ماستمالی کرده، در پردهای از کلیات گوئی مدفون میکند، باید پرسید انگیزه او چیست؟ آیا نباید تصور کنیم که بیشتر آنهائی که امروز به ظاهر از نظام بریدهاند و به خارج فرار کردهاند هنوز گرفتار سوابق مشارکت شرمآور خودشان در روی کار آوردن این رژیم هستند؟ یا از آن بدتر، شاید در اعماق ضمیر ناخودآگاهشان آنقدر در این رژیم و روی کار آمدن آن سرمایهگذاری کردهاند که نمیتوانند صمیمانه در برابر آن قرار گیرند و برای دفع آن دوشادوش مبارزان واقعی با نظام دست و پنجه نرم کنند؟
متأسفانه امروز پارهای از آنهائی که در ظاهر علیه رژیم آخوندی میگویند و مینویسند، اما در گذشته خود جزئی از این نظام بودهاند، در میان مبارزان واقعی قرار گرفتهاند و هرگاه فرصتی بهدست آورند رنگ واقعی خود را نشان میدهند. هرکس برای وضع موجود در ایران، بهر نحو و شیوهای، عذر تراشی کند در صف دشمن یعنی در کنار جمهوری اسلامی قرار دارد. هیچ مبنا و معیار اخلاقی و انسانی برای تبرئه این نظام وجود ندارد. همه آنهائی که برای تبرئه این نظام به هر زبان و وسیلهای کوشش میکنند، اگر جیرهخوار نظام نباشند، فریب خوردگانی هستند که هنوز نتوانستهاند نه با وجدان خود و نه با ملت ایران تسویه حساب کنند. دروغهای احمدینژاد را بسیار آسانتر میتوان افشا کرد تا حیلههای مطبوعاتی و تبلیغاتی «جدید الاسلامهای» اپوزیسیون خارج از کشور را.
پاریس 24 سپتامبر 2008