امید بخشترین خبری که طی سالهای اخیر از درونمرز شنیدهایم رژه مقاومت وسیع اصناف اصفهان، تهران، مشهد، تبریز، شیراز، کرمانشاه و پارهای از دیگر شهرهای بزرگ ایران در برابر حکومت و «قانون مالیات بر ارزش افزود» رژیم اسلامی است. براساس این قانون، آن بخش از اصناف که تأمین کننده کالاهای ضروری نیستند، موظفند سه در صد مالیات بر فروش بپردازند. از قرار آخرین گزارشهای رسیده از برونمرز، به ویژه بر مبنای مقالاتی که خبرنگارهای خارجی مقیم ایران نوشتهاند، این مقاومت غیر منتظره اصناف آنچنان رژیم را به هراس انداخته که با وجود تصویب قانون و تأیید شورای نگهبان، در نتیجه مقاومت اصناف اجرای آن را بلافاصله متوقف کردهاند. شاید از آنجا که رسانههای فارسی زبان وابسته به دولتهای بیگانه، از قرار مسموع اخیراً دستور گرفتهاند که با رژیم «مدارا» کنند، خبر این اعتصابهای وسیع آنچنان که باید در محافل برونمزی انتشار نیافته است.
جان لین خبرنگار BBC که در تهران بسر میبرد در تیتر خبری که از آنجا مخابره کرده است از «مستأصل» شدن احمدینژاد در برابر این مقاومت سخن میگوید: «با آنکه اتحادیههای کارگری و صنفی از اوان اقتدار نظام اسلامی در ایران غیر قانونی اعلام شدهاند و در نتیجه هر نوع اعتصاب و دیگر انواع تظاهرات صنفی ممنوع و خلاف قانون است، گاه و بیگاه خبر اعتصابات پراکنده کارگرانی که حقوق آنها برای مدتهای طولانی پراخته نشده است، شنیده میشود.
حکومت معمولاً با سرکوبی شدید و یا بیاعتنائی با چنین رویدادهائی برخورد میکند. اما این بار اعتصاب از سوی بخشی از کارگران صنایع صورت نگرفته بلکه صحبت از اعتصاب بازاریهای قدرتمند است. همانها که با اعتصابات پیگیر خود رژیم پیشین را با انقلاب 1979 سرنگون کردند.»
در بخش دیگری از این گزارش، باز هم برخلاف گزارشهای دیگر رسانههای فارسی زبان دولتهای بیگانه، این خبرنگار از اعمال فشار شدید نیروهای پلیس و دیگر چماقداران نظام علیه اعتصاب کنندگان مینویسد با آنکه حکومت پس از چند روز اعتصاب بخشی از بازاریها را مجبور به باز کردن مغازههایشان کرده است آنها هم پس از باز کردن مغازهها همه اجناس خود را از پشت شیشه و داخل مغازه جمع کرده، ویترینهای خود را با پارچههای سفید پوشاندهاند.
آنچه در مورد اخبار چند روز گذشته در مورد این اعتصابها جالب توجه است آمادگی اصناف گوناگون برای ابراز همدردی با صنف زرگر (طلا فروشان) و سرایت سریع اعتصاب از یک صنف به دیگر اصناف و از یک بازار و یک شهر به دیگر بازارها و دیگر شهرهاست. در کشوری که کوچکترین فعالیت سیاسی از هر نوعی امکان پذیر نیست و سازمانهای صنفی و اتحادیههای واقعی کارگری یا وجود خارجی ندارند و یا به وسیله مشتی حزبالهی و امنیتی مصادره شدهاند، انجام و گسترش سریع این اعتصابات نوید خوبی برای آینده است.
در شرایط عادی سه درصد مالیات افزوده که معمولاً از سوی فروشنده به خریدار منتقل میشود، به خودی خود چندان مجازات تحمل ناپذیری نیست. در سراسر دنیای آزاد این نوع مالیات که به VAT یا Value Added Tax شهرت دارد، بسیار متداول و معمولی شده است. در پارهای از کشورهای اروپائی این مالیات تا حد بیست و بیست و پنج درصد هم معمولی تصور میشود! باز هم در شرایط عادی، همچنانکه هر ساله صندوق بینالمللی پول توصیه میکند، سرانجام در ایران هم روزی حکومت باید برای تأمین مخارجش از طریق مالیات اقدام کند چون اتکای روزافزون بر درآمد نفت برای آینده کشور یک انتحار اقتصادیست. حکومتهائی که ناچارند برای تأمین مخارج خود بر پایه مالیات برنامهریزی کنند، هرگز منزلتشان را به عنوان گماشته و خدمتگزار ملت فراموش نخواهند کرد. بر عکس در کشورهائی نظیر ایران که سیستم مالیاتی عادلانه و قابل اجرا وجود ندارد و حکومت معمولاً مخارجش را از طریق فروش نفت تأمین میکند، چون بهای فروش نفت به صندوق دولت واریز میشود، حکومتها خود را مدیون ملت نمیدانند، بلکه بر عکس با ملت مثل گماشتگان خود و حقوق بگیران مزاحم رفتار میکنند.
پس چگونه است که اگر ما به اصل اهمیت مالیات در اداره صحیح کشور اعتقاد داریم و حتی آنرا ضروری میدانیم، از اینکه در ایران اسلامی مردم در برابر این اولین گام در آن راه مقاومت کردهاند اظهار شادمانی میکنیم؟ حکومتهائی میتوانند از ملت خود تقاضای پرداخت مالیات کنند که نماینده آن ملت باشند. همانگونه که هر ملتی محّق است که به نیروهای اشغالگر خارجی مالیات نپردازد، حکومتهای غیر قانونی و تحمیلی نیز نمیتوانند بدون آنکه به هیچ یک از وظائف قانونی خود (که مهمترین آن حفظ حقوق اساسی شهروندان است) عمل کرده باشند از مردم انتظار پرداخت مالیات داشته باشند.
ما پرداخت مالیات به حکومت اسلامی را نه تنها تجویز نمیکنیم بلکه صمیمانه اعتقاد داریم که یکی از مؤثرترین راههای مقاومت و نافرمانی مدنی در برابر حکومتهای جابر و زورگو عدم پرداخت مالیات است. شما حتماً از خود پرسیدهاید چگونه است که بدون هیچگونه امکان ارتباط جمعی یکباره چنین اعتصابی با این سرعت در سراسر کشور گسترش مییابد؟ یکی از مهمترین دلائل آن اوضاع بسیار وخیم اقتصادی کشور است. گزارشهای رسمی و دولتی سخن از تورم بیش از سی درصد میگویند و اکثر دستاندرکاران معتقدند اکنون که اسب سرکش تورم عنان گسیخته است به این آسانیها کسی در مهار کردن آن شانس موفقیت ندارد. فشار تورم، معضل بیکاری و عدم امنیت اقتصادی و اجتماعی، بحران مالی و بلاتکلیفی بازار کار و سرمایه، همه این گرفتاریهای روز افزون در درونمرز آنچنان جّو آمادهای ایجاد کرده است که در انتظار یک جرقه برای اشتعال است. در ستون هفته پیش تحت عنوان شکست مخالفان رژیم در بهرهبرداری از ناکامیهای اقتصادی رژیم یادآور پارهای از این مشکلات مردم شدیم اما در آن یادداشت به اینکه ممکن است این اوضاع نابسامان به خودی خود به یک جنبش علیه نظام تبدیل شود اشارهای نشد. این خود نشانه آنست که ما خارج نشینها نه تنها در تأیید و هدایت مبارزات مردم شکست خوردهایم بلکه حتی از عمق فاجعه نیز آنگونه که باید و شاید هنوز مطلع نشدهایم. اعتصابات اخیر نشان دهنده این واقعیت است که صبر مردم لبریز شده است و ایرانیان امروز به مرحلهای از محرومیت و ناکامی اقتصادی رسیدهاند که آماده تقبل مخاطرات احتمالی مقاومت هستند. صدها کتاب و مقاله درباره نافرمانی مدنی نمیتواند به اندازه یک روز تجربه زندگی در شرایط مشکل و طاقت فرسای امروز ایران مفید باشد.
این عقب نشینی بیسابقه و تاریخی نظام در برابر مقاومت یکپارچه اصناف را نباید اندک پنداشت. همانگونه که خبرنگار انگلیسی در گزارش خود از تهران نوشته است تمامیت نظام از رئیس جمهوری گرفته تا رهبر و دیگران از این حرکت خود جوش و تندخیز در مرحله اول متعجب و سپس بسیار نگران شدهاند. عکسالعمل آنها هم برای اولین بار برخلاف سنت همیشگی آنهاست. رژیمی که در برابر خواستههای بحق زنان و دانشجویان هرگز حاضر نشده است حتی یک گام همراهی کند و در عوض همیشه بر شدت فشار و سرکوب خود افزوده است، این بار مشعشعانه عقبنشینی کرده حیثیت و آبروی مجلس و شورای نگهبان و دیگر ارگانهای نظام را ملوث کرده است.
در سراسر تاریخ و در بسیاری دیگر از کشورهای زیر ستم، رهائی و آزادی با چنین رویدادهای خوشخیم آغاز شده است. پیروزی و موفقیت این اعتصاب و عقبنشینی نظام در برابر جنبش یکپارچه بازارهای تهران و شهرستانها را باید به فال نیک گرفت. اگر رسانههای بیگانه بنا بر مقتضیات حکومتهای خود واقعاً تغییر روش داده و روش مسالمتآمیز در پیش گرفتهاند، رسانههای آزاد و مستقل خارج از کشور باید این کمبود را هر چه زودتر با گسترش فعالیتهای خود جبران کنند. دنیای خارج این روزها گرفتار مسائل سیاسی و اقتصادی ویژه خودشان است ولی با این همه نباید آسوده نشست و در انعکاس فریاد حقطلبی ملت ایران در سراسر جهان نباید کوتاهی کرد.
15 اکتبر 2008 ـ پاریس
Leave a comment