<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>Shaheen Fatemi</title>
        <link>http://fatemi.com/</link>
        <description></description>
        <language>en</language>
        <copyright>Copyright 2008</copyright>
        <lastBuildDate>Mon, 05 May 2008 19:01:06 +0100</lastBuildDate>
        <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
        <docs>http://www.rssboard.org/rss-specification</docs>
        
        <item>
            <title>زندگی در تبعید: تلخ و شیرین</title>
            <description><![CDATA[







<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">زندگی در تبعید و تحمل غربت برای
اکثر ایرانیان بسیار مشکل و طاقت‌فرساست. با آنکه قریب سی سال از مهاجرت میلیونها
ایرانی می‌گذرد، هنوز برای بسیاری از ما ذره‌ای از حب وطن کاسته نشده است. با آنکه
جوانها و جوانترها در اکثر کشورهای اروپائی و در آمریکا آسانتر با محیط پیرامون
خود به تفاهم رسیده‌اند، اما آنها هم از رنج دوری از وطن آباء و اجدادی و احساس
تأسف از آنچه در ایران می‌گذرد، بی‌بهره نمانده‌اند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">با این حال آن روی سکه زندگی در
تبعید مثبت است. بهره‌مند شدن و آموختن از دنیای آزاد موهبت بزرگی است که خواه و
ناخواه نصیب «دیاسپورا»ی ایرانی شده است. برخورداری از امنیت و آزادی و زیستن تحت
لوای قانون دستاورد بزرگی است. نفس کشیدن در جوامعی که احدی نمی‌تواند مزاحم شما
شود، مگر به حکم قانون، لااقل برای ما شرقی‌ها تجربه‌ای نوین و لذت‌بخش است. زیستن
در جوامعی که قوانین آن تنها توسط مردم و نمایندگان آنها وضع می‌شود و ملت می‌تواند
با رای خود، هر آنگاه که نیت کند، قانون، قانونگذار و مجریان قانون را تعویض کند
ثمره قرنها مبارزه مستمر این جوامع است که امروز ما تازه از راه رسیده‌ها از فواید
آن بهره‌مند می‌شویم. همه ما دانسته و ندانسته از این مواهب استفاده می‌کنیم و
احتمالاً آنقدر به آنها عادت کرده‌ایم که ناخودآگاه با بی‌اعتنائی از کنار آنها می‌گذریم.
بخشی از نسل جوان اگر به دیار اجدادی سفر نکرده باشند چه بسا فرض را بر این قرار
دهند که چون همه این مواهب جزئی از حقوق طبیعی انسانهاست الزاماً در سراسر عالم
اوضاع بر همین منوال است.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA"><span style="">&nbsp;</span>در هر حال، برای اکثریت ایرانی‌ها که از سیدنی
تا ایسلند و از توکیو تا نیویورک پراکنده‌اند، زندگی در جهان آزاد می‌تواند فرصت
گرانبهائی باشد برای آموختن شیوه‌های گوناگون حکومت در کشورهای دمکراتیک. آزادی
بیان و آزادی مطبوعات و رسانه‌های دیگر پیش‌شرط هر نوع انتخابات آزاد است و این
نکته زمانی به تجربه ثابت می‌شود که ما در این کشورها شاهد مناظره‌ها و مباحثه‌های
رقبای انتخاباتی باشیم و انعکاس آنها را در روزنامه‌ها، رادیوها، تلویزیونهای
گوناگون و ده‌ها هزار بلاگ اینترنتی تجربه کنیم. نقش اینترنت در انتخابات این
روزها سایر رسانه‌ها را تحت‌الشعاع قرار داده است. در اثر کثرت و آزادی این رسانه‌ها
ما با گوش و چشم خود شاهد چندگونگی برخورد با یک موضع و یا مبحث هستیم و می‌بینیم
که این کثرت رسانه‌های مستقل چگونه باعث می‌شود هر مطلب مورد بحث، بهتر و گسترده‌تر
مطرح شود. این تنوع و کثرت‌گرایی در برخوردها از احتمال توفیق هر نوع دروغ و خدعه
می‌کاهد و موجب سیه‌روئی فریبکارها می‌شود.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">برای مثال آنچه امروز در آمریکا در
جریان انتخابات مقدماتی برای تعیین کاندیدای حزب دمکرات می‌گذرد برای علاقمندان به
رشد و توسعه دمکراسی بسیار آموزنده است. در حالی که جمهوریخواهان توانسته‌اند در
تعیین کاندیدای خود آسانتر و زودتر به نتیجه برسند و در مورد سناتور جان مک‌کین
توافق کنند، دمکراتها بیش از چهار ماه است میان دو کاندیدای باقیمانده از جمع ده
نفر اول مشغول رأی‌گیری هستند. دو سناتور یکی از ایالت نیویورک، خانم هیلاری
کلینتون، و سناتور دیگر، آقای باراک اوباما، از ایالت ایلینوی، همچنان درگیر زد و
خورد انتخاباتی باقی مانده‌اند. نکته جالب در این دوئل میان یک بانو و یک سیاه‌پوست
بی‌سابقه بودن کاندیدا شدن هر دوی آنهاست. این اولین بار است که یکی از دو حزب
بزرگ آمریکا یک زن و یا یک سیاه‌پوست را برای رهبری کشور کاندیدا کرده است. آنچه
بیشتر موجب تعجب است موفقیت این دو کاندیداست در از میدان به در کردن رقبای سرسختی
همانند سناتور جوزف بایدن رئیس کمیته روابط خارجی سنا و یا سناتورهای دیگر چون
سناتور داد و سناتور ادواردز. <o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">آقای اوباما نه تنها شخصاً به یک
اقلیت نژادی تعلق دارد بلکه تازه سناتور شده و حتی اولین دوره سناتوریش به پایان
نرسیده است. خانم کلینتون نیز سابقه چندان طولانی‌تری در سنا ندارد. صرف نظر از
اینکه کدام یک از این دو در مبارزات مقدماتی پیروز شود و از سوی حزب دمکرات در انتخابات
ریاست جمهوری ماه نوامبر آینده با سناتور مک کین دست و پنجه نرم کند، انتخابات
ریاست جمهوری سال 2008 تاریخی خواهد بود. آقای باراک حسین اوباما فرزند یک مسلمان کنیائی
است که از آفریقا به آمریکا مهاجرت کرده و با یک بانوی سفیدپوست آمریکائی ازدواج
کرده است. در واقع باید گفت اوباما یک آمریکائی نسل اول است همانگونه که آقای
نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه نیز فرانسوی نسل اول است. چنین اتفاقاتی تنها می‌تواند
در کشورهای دمکراتیک صورت پذیرد. این در دمکراسی‌هاست که همانند مسابقات ورزشی،
همه از فرصت‌ها و امکانات نسبتاً مساوی برخوردارند، قواعد بازی از اول تعیین شده
است و هرکس آن قواعد را رعایت کرد و برنده شد، حقوقش محفوظ است. این خاصیت و ویژگی
دمکراسی‌ها موجب می‌شود که بهترین‌ها به این جوامع جلب شوند و این کشورها بتواند
از پربارترین استعدادها در همه امور بهره‌مند گردند. قرارگرفتن دو سناتور نامبرده
در برابر هم و در زیر ذره‌بین رسانه‌ها قرار گرفتن هر دوی آنها نه تنها برای ملت
آمریکا بلکه برای همه شیفتگان دمکراسی در سراسر دنیا فرصت گرانبهائی ایجاد کرده
است.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">برای سایر مردم دنیا که با علاقه
این جدال «دوستانه» را نظاره می‌کنند بسیاری نکات روشنتر می‌شود. در درجه اول این
دوئل میان دو سناتور آمریکائی مبیّن آن است که سرانجام این رای دهندگان هستند که
رئیس جمهور خود را انتخاب می‌کنند. آنهائی که رؤسای جمهور آمریکا را برگزیده‌های
تراستها و بانکهای بزرگ می‌دانند اکنون باید در برابر داوری خود شرمنده‌تر شوند،
چون مشاهده کرده‌ایم که چگونه باراک اوباما صدها میلیون دلار با اعانه‌های کوچک از
طریق اینترنت جمع‌آوری کرده است. خانم کلینتون هم پس از پیروزی در انتخابات
مقدماتی پنسیلوانیا از طرفدارانش خواست که از طریق اینترنت هر یک 5 دلار برای
مبارزات انتخاباتی او هدیه کنند. در مدتی کمتر از بیست و چهار ساعت، از قرار گزارش
رسانه‌ها، بیش از ده میلیون دلار جمع‌آوری شد. این چنین مشارکت وسیع از سوی مردم
آمریکا نمایانگر آن است که آنها صندوق رای را برای حل مسائل و مشکلات خود بهترین
وسیله تشخیص می‌دهند و سرانجام هر کدام از این دو که انتخاب شوند مورد تأیید همه
رای‌دهندگان حزب دمکرات قرار خواهد گرفت. اگرچه امروز قریب بیست و پنج درصد
هواداران هر دو کاندیدا در نظرسنجی گفته‌اند که اگر کاندیدای مورد نظر آنها
برگزیده نشود آنها یا در انتخابات شرکت نخواهند کرد و یا به جان مک‌کین کاندیدای
جمهوریخواه رای خواهند داد اما این نظر فعلی آنهاست چون درگیر رقابت انتخاباتی
هستند و احتمالاً در مرحله بعدی تغییر «رأی» خواهند داد. از این مطلب مهمتر آنکه
پس از برگذاری انتخابات ماه نوامبر هر یک از دو حزب که در انتخابات بازنده شود از
رئیس جمهور منتخب پشتیبانی خواهد کرد. آنچه در مورد انتخابات سال 2000 به وقوع
پیوست و سرانجام دیوان عالی آمریکا با رأی خود میان جورج دبلیو بوش و آلبرت گور
تعیین تکلیف کرد یک امر استثنائی بود. احتمالاً یکی از دلائل عدم محبوبیت بوش نیز
همین درگیری اولیه بود که بسیاری از دمکراتها اعتقاد دارند که گور از تعداد آرا
بیشتری برخوردار بود و احساس غبن می‌کردند. این دلگیری آثار بسیار منفی و
دردسرآفرینی ایجاد کرد که هنوز هم پس از گذشت هشت سال عوارض آن مشهود است.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">آنچه مهم است و می‌توان از آن
آموخت شفافیت انتخابات در دمکراسی‌هاست. اگر انتخابات آمریکا را با انتخابات
کشورهائی نظیر زیمبابوه و ایران مقایسه کنیم آن وقت به خوبی روشن می‌شود که چرا
مردم، حکومتهای این کشورها را مشروع نمی‌دانند. در اولی یعنی زیمبابوه هفته‌ها
صندوقهای رأی را مورد دستکاری قرار می‌دهند و سرانجام مدعی می‌شوند که هیچ یک از
کاندیداها نتوانسته به حد نصاب یعنی بیش از پنجاه درصد آرا برسد. همزمان مخالفین
با حبس و تهدید و آزار اعضای حزب مخالف سعی می‌کنند تا شاید بتوانند مجدداً آقای
موگابه را که مملکت را به ورشکستگی و فلاکت کشانده است به مردم تحمیل کنند. لااقل
در زیمبابوه در مورد انتخابات مجلس بهتر از جمهوری اسلامی عمل کردند و سرانجام
پذیرفتند که حزب مخالف برنده اکثریت در پارلمان شده است. در ایران حکومت آخوند ـ
پاسدار اصلاً به خود زحمت تقلب به وسیله تعویض صندوق را نمی‌دهد. آنها از اول روی
صورت مسأله خط می‌کشند و با حذف همه مخالفین و حتی «نیمه خودی‌ها» تنها یک لیست را
در اختیار رای‌دهندگان قرار می‌دهند و بنابراین نیازی به شب زنده‌داری در انتظار
اعلام نتایج ندارند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">آقای رهبر و رئیس جمهوری محبوب
توانسته‌اند با استفاده از متدهای معمول در «دمکراسی اسلامی» از زحمت رای‌دهندگان
بکاهند و از هرگونه شگفت‌زدگی پس از اعلام نتایج پیشگیری کنند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">پاریس ـ اول ماه مه 2008</span></b><b><span dir="ltr" style="font-size: 14pt;" lang="EN-GB"><o:p></o:p></span></b></p>

 ]]></description>
            <link>http://fatemi.com/2008/05/post-12.html</link>
            <guid>http://fatemi.com/2008/05/post-12.html</guid>
            
            
            <pubDate>Mon, 05 May 2008 19:01:06 +0100</pubDate>
        </item>
        
        <item>
            <title>جیب‌های گشاد و دستهای دراز</title>
            <description><![CDATA[

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">دست دراز جمهوری اسلامی به مدد جیب
گشاد <span style="">&nbsp;</span>حاکمان، این بار توانسته است
انتخابات ریاست جمهوری پاراگوئه را در آن سوی جهان تحت تأثیر قرار دهد. از قرار
گزارش مفسران بین‌المللی، جمهوری اسلامی در پیروزی انتخاباتی اسقف فرناندو لوگو که
به وسیله واتیکان از کلیسا رانده شده نقش مهمی ایفا کرده است. با دوستانی چون اسقف
سابق لوگو در پارگوئه، دانیل اورتگا در نیکاراگوئه، الن گارسیا در پرو، رافائل
کورورا در اکوادور، هوگو چاوز در ونزوئلا و برادران کاسترو در کوبا، آقای احمدی‌نژاد
امیدوار است بتواند آمریکا را در آن منطقه از جهان در «محاصره» ایدئولوژیک قرار
دهد. از قرار گزارش روزنامه‌ها، ایران تا کنون بیش از چهل میلیون دلار در ونزوئلا
خرج کرده است و سی میلیون دیگر برای نیکاراگوا، بلیوی و اکوادور خرج شده است. طبق
گزارش همین منابع، نزدیک به پنج میلیون دلار اسلحه ساخت جمهوری اسلامی به این
کشورها ارسال شده است. روزنامه‌نگاران و مفسران برجسته بین‌المللی معتقدند جمهوری
اسلامی متعهد شده است برای ایجاد یک شبکۀ تلویزیونی به‌زبان اسپانیولی برای منطقه،
بیش از یک میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کند. همه این هزینه‌ها برای رقابت و مقابله
با آمریکا در آن منطقه است. باید خاطرنشان کنیم که حتی در اوج دوران جنگ سرد،
روسیه شوروی پس از ماجرای موشکهای کوبا از دخالت در آن منطقه خودداری کرد. اگر
شورویها با آمریکا در سراسر جهان رقابت می‌کردند دلیل بسیار روشنی داشت. آنها
توانسته بودند با تسلط بر اروپای شرقی و استفاده اقتصادی از این روابط نابرابر،
منافع ملی مردم روسیه را به زعم خود، حراست کنند. باید پرسید جمهوری اسلامی با این
نوع اقدامات تحریک‌آمیز و هزینه‌های کمرشکن در پی چه مقاصدی است؟ آیا جمهوری
اسلامی می‌خواهد در آمریکای لاتین برای خود منطقه نفوذ ایجاد کند و در صورت
موفقیت، چه سودی برای ملت ایران حاصل خواهد شد؟ <o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">زمانی که ملت در تعیین سرنوشت خود
نقشی ندارد، مطبوعات اجازه دخالت در سیاست را ندارند، دهانها بسته و قلمها شکسته
است جمهوری اسلامی دامنه ماجراجوئی خود را تا آن سوی جهان گسترش می‌دهد. استقرار
عوامل حزب‌اللهی در آرژانتین موجب شد که حکومت آن کشور انگشت اتهام را در مورد دو
بمب‌گذاری در مرکز فرهنگی یهودی‌های آرژانتین به سوی جمهوری اسلامی نشانه رود.
مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی از سوی محاکم آرژانتین احضار شده‌اند و روابط
دیپلماتیک میان ایران و آرژانتین قطع شده است. وخامت اوضاع در این مورد آنقدر بالا
گرفت که رئیس جمهور آرژانتین طی نطق سالیانه خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد
جمهوری اسلامی را به اسم در مورد این بمبگذاری‌ها مورد اتهام قرار داد. تا زمانی
که جمهوری اسلامی به این نوع ماجراجوئی‌ها و آشوبگری‌ها ادامه می‌دهد، بر هزینه‌های
کوتاه‌مدت و درازمدت ملت ایران افزوده خواهد شد. آنچه جمهوری اسلامی فراموش می‌کند،
ماهیت حکومتها در آمریکای لاتین است. به استثنای کوبا و ونزوئلا، در اکثر کشورهای
دیگر آمریکای جنوبی دمکراسی حکمفرماست و حکومتهای فعلی این کشورها اکثراً با
اختلاف ناچیزی انتخاب شده‌اند و همواره در معرض خطر سقوط قرار دارند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">«ش.ف»<o:p></o:p></span></b></p>

 ]]></description>
            <link>http://fatemi.com/2008/05/post-11.html</link>
            <guid>http://fatemi.com/2008/05/post-11.html</guid>
            
            
            <pubDate>Mon, 05 May 2008 18:58:06 +0100</pubDate>
        </item>
        
        <item>
            <title>در آن سوی خلیج فارس</title>
            <description><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA">یک شرکت خصوصی در عربستان سعودی توانسته است با هزینۀ بیلیونها دلار پروژه شهرسازی، در عربستان سعودی شهر جدیدی ایجاد کند. این شهر دارای بیش از دو هزار کارخانه، بیست و دو هزار اطاق هتل و بزرگترین بندر دنیا خواهد شد. شرکت ساختمانی </span></b><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Nazanin'">Emaar</span></b><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> همان شرکتی است که برج دبی را ساخته است و سرمایه خود را منحصراً از راه فروش سهام در بخش خصوصی تأمین می‌کند. این گزارش بخشی از مجله اکونومیست این هفته است که پشت جلد و موضوع هفته را به رشد بی‌سابقه کشورهای حاشیه خلیج فارس اختصاص داده است. «اعتلای خلیج» </span></b><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Nazanin'"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>"The Rise of the Gulf"</span></b><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> عنوانی است که اکونومیست برای چگونگی مدیریت ثروت بی‌کران این منطقه زرخیز انتخاب کرده است.<o:p></o:p></span></b></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA">نویسنده مقاله یادآوری می‌کند که در امارات، که امروز بزرگترین برج تجاری دنیا با ارتفاع ششصد متر در آن سر به آسمان کشیده است، پیش از سال 1961 حتی یک جاده اسفالت شده وجود نداشت. این اولین بار نیست که اکونومیست و سایر مطبوعات اقتصادی به تشریح معجزه اقتصادی کشورهای عضو </span></b><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Nazanin'">GCC</span></b><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> (شورای همکاری خلیج فارس) می‌پردازند.<o:p></o:p></span></b></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">اگر ثمرۀ نفت در ایران ویرانی، فساد، فقر، تورم و دیکتاتوری بوده است دیگران ‌توانسته‌اند به بهترین وجه از اشتباهات گذشته خود درس آموخته و این بار به فکر آینده، <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>سازندگی کنند. <o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">یک ایرانی با خواندن این گزارش بی‌اختیار ذهنش به مقایسه دو سوی خلیج فارس متوجه می‌شود. چرا و چگونه ما نتوانسته‌ایم در این مسیر موفق شویم؟ <o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">اگر بررسی عوامل گوناگون را در این مورد به فرصت دیگری موکول کنیم یک عامل را نمی‌توان ناگفته گذاشت و آن هم نقش بخش خصوصی در این معماست. با آنکه در شیخ نشین‌های همسایه ما کوچکترین نشانه‌ای از دمکراسی مشاهده نمی‌شود، آنها توانسته‌اند مردم خود را در این جهش عظیم به سوی تغییر و تحول شریک سازند. آزادی اقتصادی، دولت‌های کوچک که در تولید و توزیع دخالت نمی‌کنند، عدم قوانین دست و پاگیر و مالیاتهای کمرشکن، اینها هستند عواملی که بیش از هر چیز در رشد بی‌سابقه این منطقه دخیل بوده‌اند.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">در مقام مقایسه، به ایران بعد از انقلاب مراجعه کنید. اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی بخش خصوصی را منکوب و یا مصادره و صاحبان آنها را مجبور به جلای وطن کرد. پس از گذشت سی سال تازه فهمیده‌اند که مرتکب چه خطایی شده‌اند ولی شهامت اقرار به آن را ندارند. در عوض تغییر قانون اساسی و نسخ اصل 44، می‌خواهند با همان اصل در جهت معکوس عمل کنند. مثل همه چیز دیگر از رویارویی با حقیقت و اذعان به اشتباه گریزانند. در همه دنیا تا زمانی که قانونی یا ماده‌ای از قانون قابل اجرا نیست آن را با صراحت منسوع اعلام کرده و از شرش خلاص می‌شوند. اما این جماعت نه شهامت اقرار به خطا را دارند و نه لیاقت اصلاح شتباه. پس از گذشت نزدیک به ده سال که از قیل و قال خصوصی‌سازی می‌گذرد، حکومت مرکزی روز به روز بزرگتر و در عین حال ناتوانتر می‌شود. این جماعت نه تنها ملت ایران را لایق حکومت بر خود نمی‌دانند بلکه در امور اقتصادی هم می‌خواهند همچنان بر سرنوشت ملت حاکم باشند. نتیجه این لجاجت و عدم لیاقت افزایش فاصله سطح زندگی و رفاه در دو سوی خلیج فارس خواهد بود.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">«ش.ف»<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0in 0in 0pt"><b><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000">&nbsp;</font></o:p></span></b></p>]]></description>
            <link>http://fatemi.com/2008/04/post-3.html</link>
            <guid>http://fatemi.com/2008/04/post-3.html</guid>
            
            
            <pubDate>Sun, 27 Apr 2008 16:18:45 +0100</pubDate>
        </item>
        
        <item>
            <title>At Last An Arab Intellectual Dares to Stand Up</title>
            <description><![CDATA[<h1>The following is an op-ed by a young Arab intellectual that I have had the pleasure to know. His comments merit attention by not only the Arabs but all of us who inhabit the Middle East. I would be grateful for your comments.</h1>
<h1>&nbsp;</h1>
<h1>&nbsp;</h1>
<h1>The Jews of Arabia (Welcome back our long-gone neighbours)</h1>
<p class="biline">by Sultan Al Qassemi</p>
<p>Many of us have heard of the famous advertising empire known as Saatchi and Saatchi, laughed at the jokes of Jerry Seinfeld, tapped our feet to the beats of Paula Abdul and shopped at Max Azria's BCBG stores. So what do all these successful people from various industries have in common? <br /><br />They are all of Arab origins. <br /><br />The Jewish presence in what is now the Arab world dates back thousands of years; in fact, the very religion was founded in this region. Arab Muslims, Christians and Jews have been living in peace and harmony for centuries, so what happened? In short, after the violent wave of European anti-Semitism in the mid-20th century there was an exodus of European Jewry into historic Palestine, much of it forced, armed and violent, lead by groups such as the Hagana and the Irgun (who were responsible for the bombing of the King David Hotel).</p>
<p>Unfortunately, many Muslim Arabs from across the region reacted violently to these developments and decided to reciprocate; as a result, Jews who were living amongst them were shunned and assaulted. In Iraq, for example, about 120,000 Jews were compelled to emigrate to Israel, the US and Europe in just less than three years. <br /><br />The streets of Cairo, the historic neighbourhoods of Syria, the mountainous terrains of Lebanon and the bustling markets of Baghdad were, for the first time in thousands of years, emptied of one of the most successful ethnic minorities living within their communities. Doctors, architects, businessmen, scientists, poets and writers started to pack up and leave, some with good reason and some to avoid the repercussions of the founding of the state of Israel.</p>
<p>It wasn't all bad blood between the Arabs and the Jews; in fact, there were stories of heroism that have gone unreported and unnoticed in the Arab media. In the midst of the horrors of the Nazi occupation of France in the 1940s, the imam of the Paris Mosque saved the lives of scores of Jews by issuing certificates stating their faith to be Muslim. In Tunis, entire Jewish families were saved by a local hero, Khaled Abdelwahhab, who hid them in his farm at great risk to himself and his family; he was honoured posthumously for his bravery. As a result of such actions fewer than one per cent of the Jews of Arabia -- who numbered in their hundreds of thousands -- perished compared to more than 50 per cent of the Jews of Europe.</p>
<p>Since then, there has been predominantly negative coverage of Judeo-Arab relations. Europe, after the Second World War, was able to turn the page almost immediately, yet many Arabs still paint all Jews with the same brush used for Israelis. <br /><br />In 1975, after the death of the Egyptian revolutionary leader Jamal Abdul Nasser, many countries in which he financed and encouraged revolutions were free from his pan-Arab nationalism and scaremongering and decided to take action in order to restore the social unity of their countries. The pre-Saddam Iraqi Revolution Command Council issued advertisements in The New York Times and elsewhere inviting Jews to return to their home countries and guaranteeing their rights. Sadat's Egypt and Hafez Al Assad's Syria also issued such statements.</p>
<p>In recent history it has only been two forward-thinking Middle Eastern kingdoms of Morocco and Bahrain that have broken the mould of suspicion towards their Jewish citizens and integrated them into the social and political spheres. The first with the case of André Azoulay, an adviser to the previous and current kings; and the latter with the recent appointment of Huda Ezra Ebrahim Nonoo as the new Bahraini ambassador to America.</p>
<p>Today in New York City alone there are more than 75,000 Jews of Syrian origin, many of them educated in the best schools, speaking or understanding Arabic and still having an affinity for Syria. Is it not possible to imagine that such persons have the right, if they so choose, to be full citizens of Syria? <br /><br />Is it not time to reassure the Jews of Arab origin that their ancestral homes are mature enough to welcome them back if they decide to invest, visit or even take up citizenship? If football players who spend a few months in the Middle East are given citizenship, shouldn't people who have a natural birth-right, tremendous wealth and valuable education and skills be given the same?</p>
<p>Of course such statements will be met with criticisms and reminders of what the Israelis are doing to our Palestinian brothers and sisters. To that one can say that in the Middle East, no one has been more cruel and violent to Arabs, more exploitive of the Palestinians and more manipulative of their cause than Arabs themselves. Do we forget it was Iraq that invaded Kuwait, Egypt that encouraged bloody revolutions throughout the region and mostly militants from the Arabian Peninsula responsible for atrocious crimes of terrorism in Iraq? We ourselves have been the victims of unfair generalisations by the Western media, but should we learn from past lessons, or should we continue to reciprocate?</p>
<p><i>Sultan Al Qassemi is a Sharjah-based businessman and graduate of the American University of Paris. He is founder of Barjeel Securities, Dubai. </i></p>
<p><a title="mailto:%20sultan.alqassemi@gmail.com" href="mailto:%20sultan.alqassemi@gmail.com">http://www.thenational.ae/article/20080426/OPINION/207828328&amp;SearchID=73315937424607<br title="mailto:%20sultan.alqassemi@gmail.com" /></a></p>
<p><span style="COLOR: rgb(255,0,0); BACKGROUND-COLOR: rgb(255,255,255)">If you choose to reply and care for it to appear in The National newspaper please cc James at</span> <a class="Command FireAnt_Command Web_Bindings_Base" title="http://by133w.bay133.mail.live.com/mail/ApplicationMain_12.4.0080.0327.aspx?culture=en-AE&amp;hash=2750861859#" href="http://by133w.bay133.mail.live.com/mail/ApplicationMain_12.4.0080.0327.aspx?culture=en-AE&amp;hash=2750861859#">letters@thenational.ae<br title="http://by133w.bay133.mail.live.com/mail/ApplicationMain_12.4.0080.0327.aspx?culture=en-AE&amp;hash=2750861859#" /></a></p>
<p><a title="mailto:%20sultan.alqassemi@gmail.com" href="mailto:%20sultan.alqassemi@gmail.com"><br title="mailto:%20sultan.alqassemi@gmail.com" /></a></p>]]></description>
            <link>http://fatemi.com/2008/04/at-last-an-arab-intellectual-d.html</link>
            <guid>http://fatemi.com/2008/04/at-last-an-arab-intellectual-d.html</guid>
            
            
            <pubDate>Sun, 27 Apr 2008 13:58:44 +0100</pubDate>
        </item>
        
        <item>
            <title>بازی با آتش</title>
            <description><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000"></font></o:p></span></b></p>
<p align="right"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">از قرار معلوم جنون هم مثل وبا واگیردار است. شاید هم اشتباه از ما بود که فکر می‌کردیم احمدی‌نژاد و شرکاء تنها سهامداران این شرکت انحصاری هستند. خوشبختانه خانم هیلاری کلینتون با شکرپاشی‌های هفته پیش خود ما را متوجه اشتباهمان کرد. <o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p align="right"><font style="FONT-SIZE: 1em"></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">از قرار گزارش خبرگزاری‌ها، هیلاری کلینتون که می‌خواهد رئیس جمهور آمریکا شود با لحنی خشونت‌آمیز، در یک حمله بی‌سابقه به ایران گفته است: «اگر روزی جمهوری اسلامی با سلاح اتمی به اسرائیل حمله کند و او در آن هنگام رئیس جمهور باشد ایران را به کلی نابود خواهد کرد.» رقیب هم حزب سرکار خانم هیلاری، آقای اوباما تا این لحظه نتوانسته است در این گونه تهدیدات تخیلی، ولی موهن و خطرناک، با رقیب خود هم‌چشمی کند. مسلم است که در دوران انتخابات و برای کسب چند رأی بیشتر سیاست‌بازها توسّل به هر وسیله‌ای را مجاز می‌دانند اما گزافه‌گویی هم حد و حدودی دارد.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">متأسفانه ما که دستمان به دامان علیامخدره نمی‌رسد و تنها امیدواریم ایرانیان مقیم آمریکا پاسخ این گستاخی را به نوعی بدهند و به ایشان خاطرنشان کنند که هیچکس طی بیش از سه هزار سال تاریخ نتوانسته است «ایران را نابود کند.» این نوع سخن گفتن را احمدی‌نژاد آغاز کرد و زمانی که او گفت «اسرائیل باید از صفحه تاریخ محو شود» هیچ ایرانی متفکری با این یاوه‌سرائی همصدا نشد.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">این گونه نیاندیشیده سخن گفتن کار را به جائی رسانده است که یک شخصیت بلندپایه آمریکا، سناتور ایالت نیویورک و همسر رئیس جمهور پیشین به خود اجازه می‌دهد مرتکب چنین اهانتی به ملت ایران بشود.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><o:p><font style="FONT-SIZE: 1em" color="#000000">&nbsp;</font></o:p></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">بازی با آتش<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">چه شد که به اینجا کشانده شدیم؟ در این دنیا دیر یا زود با همه کشورها آنچنان رفتار می‌شود که لیاقت آن را دارند. زمانی با پاسپورت ایرانی بدون ویزا در اکثر کشورهای اروپائی به ما خوش‌آمد می‌گفتند و از ایرانی بودن خود احساس غرور می‌کردیم. با امروز مقایسه کنید که در هر فرودگاهی همانند تروریست‌های عرب و هواخوانان القاعده با ما رفتار می‌شود و ساعتها باید پاسخگوی مأمورین پلیس فرودگاهها باشیم. به عنوان یک ایرانی حتی حسابهای بانکی شخصی ما را مسدود می‌کنند و برای انتقال اندک وجوه مخارج تحصیلی فرزندانمان با هزار اشکال و دردسر بانکی مواجه می‌شویم.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">آنهایی که هر روز و هر ساعت آرزوی مرگ آمریکا و انگلیس، اسرائیل و فرانسه و... را می‌کنند و در و دیوار خیابانهای شهرهای بزرگ ایران را با این اراجیف ملوث کرده‌اند احمقانه متعجبند که چرا توریست خارجی به ایران نمی‌رود و یا چرا سفارتخانه‌های اروپائی تا این حد برای دادن ویزا به جوانان، <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>دانشجویان یا هموطنان بیمار ما سختگیری می‌کنند. این همه عناد و لجاجت با دنیای خارج و این همه بیگانه ستیزی بی‌جهت ما را امروز به این گوشه انزوا و ناتوانی رسانده است.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><o:p><font style="FONT-SIZE: 1em" color="#000000">&nbsp;</font></o:p></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">محاسبه سود و زیان در سیاست<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">درست است که به عنوان یک ایرانی گفتۀ خانم هیلاری کلینتون موجب عصبانیت ما می‌شود اما در عین حال نباید فراموش کنیم که او یک سیاست‌باز است. اگر درست بیست و چهار ساعت قبل از رأی‌گیری مقدماتی در ایالت پنسیلوانیا این درّفشانی را می‌کند بدان جهت است که می‌داند تا چه حد ایران جمهوری اسلامی مورد تنفر ملت آمریکاست و حال که با یک فاصله چشمگیر بر رقیب خود در آن مرحله از مبارزه انتخاباتی موفق شده است احتمال دارد این سخن خود را به منزله یک تأییدیه به حساب آورد.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">سیاست‌های خانمانسوز جمهوری اسلامی چه در زمینه حمایت از تروریسم در منطقه و چه در عراق و نوار غزه نه تنها کوچکترین سودی در حال و آینده برای ملت ایران نداشته و نخواهد داشت بلکه روز به روز افکار عمومی مردم کشورهای غربی را علیه ایران بیش و بیشتر تحریک خواهد کرد.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">آیا تا امروز کسی توانسته است کوچکترین سودی را به عنوان محصول این سیاست معرفی کند؟ شاید اشکال اصلی ما از جای دیگری ناشی می‌شود. در دنیای امروز سنجش سود و زیان مبنای همه تصمیمات مردمان عاقل است. اما از سوی دیگر شاید تفکر دینی را در برابر عقلانیت قرار دادن کار صحیحی نباشد چون اگر محاسبات سود و زیان در این دنیا تسویه می‌شود، حساب و کتاب مذهبیون معمولاً حواله به دنیای دیگر است. اما باید پرسید این نوع تعصبات مذهبی چه ارتباطی با دنیای امروز دارد؟ دنیایی که در آن باید برای مسائل روزانه مردم راه حل یافت، باید برای کودکان بهداشت و تغذیه فراهم کرد، به آموزش نوباوگان پرداخت و رفاه جامعه را تأمین کرد.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">شاید در اوج غلیان انقلابی، بخشی از مردم، آن هم برای مدتی کوتاه، آماده فداکاری و جانبازی باشند ولی در درازمدت احتیاجات همه جوامع در جهان امروزی مشابه است و حکومتها چاره‌ای ندارند جز آنکه در فراهم ساختن امکانات و بهبود رفاه عمومی کوشا باشند. <o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">بازی با آتش و دهن کجی به دنیا در مورد تسلیحات اتمی تا کنون به ملت ایران هزینه‌های طاقت فرسائی تحمیل کرده و هر چه زمان بیشتری بگذرد فشار این هزینه‌ها سنگین‌تر می‌شود.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">باید پرسید در ازای پرداخت این هزینه سنگین چه سودی تا کنون عاید ملت شده است؟ و یا در آینده حتی، در عالم خیال و پس از دستیابی به سلاح هسته‌ای چه مشکلی از مشکلات ملت ایران حل خواهد شد؟ آیا مردم کره شمالی حالا که صاحب بمب اتمی شده‌اند کمتر احساس گرسنگی و قحطی‌زدگی می‌کنند؟<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><o:p><font style="FONT-SIZE: 1em" color="#000000">&nbsp;</font></o:p></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">با شتاب هر چه تمامتر به سوی خطر<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA">دستیابی به سلاح هسته‌ای برای جمهوری اسلامی یا بهتر بگوئیم برای ملت ایران هزینه‌ای بسیار گزاف خواهد داشت و احتمال اینکه بگذارند این لقمه به سلامت از گلوی سران نظام بگذرد بسیار اندک است. اگر جمهوری اسلامی حقایق را با مردم در میان نمی‌گذارد این به آن معنی نیست که سرانجام مردم کفاره اعمال نظام را نخواهند پرداخت. هفته پیش «مرد محتاط» کابینه بوش، رابرت گیتس، وزیر دفاع طی یک سخنرانی مهم در دانشکده نظامی وست پوینت </span></b><span dir="ltr"></span><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Nazanin'"><span dir="ltr"></span>(West Point)</span></b><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span> مطالبی گفت که تا کنون کسی از دهان شخص وی نشنیده بود و احتمالاً دال بر آن است که اخیراً اطلاعات تازه‌ای در دسترس حضرات قرار گرفته است. او در این سخنرانی گفت: «ایران با شتاب هرچه بیشتر در پی دستیابی به بمب اتمی است.» و سپس چنین ادامه داد: «به دلیل سیاستهای برهم زننده ثبات که رژیم ایران پی گرفته و خطری که می‌تواند یک ایران اتمی داشته باشد، گزینه نظامی علیه این کشور همچنان بر روی میز است.» این سخنان در کنار گفته‌های جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا که به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد انفجار سفارت آمریکا در بیروت سخن می‌گفت و ایران را به «تروریسم و اخلال در روند دمکراسی در لبنان» متهم کرد می‌تواند موجب نگرانی باشد. وقتی که آقای بوش ایران و القاعده را به عنوان دو عامل بی‌ثباتی در جهان معرفی می‌کند، این صحبت‌ها معنی دیگری به خود می‌گیرد.<o:p></o:p></span></b></font></font></font></font></font></font></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA">مسأله این نیست که آیا آمریکا به ایران حمله خواهد کرد یا نه، متاسفانه روزانه آمریکا و سایر کشورهای غربی ضرباتی بر اقتصاد ایران می‌زنند که برای ملت ما از هر حمله موضعی نظامی بسیار گرانتر تمام می‌شود. اگر اسرائیلی‌ها با حمله به راکتورهای هسته‌ای عراق در اوسیراک </span></b><span dir="ltr"></span><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Nazanin'"><span dir="ltr"></span>(Osirak)</span></b><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span> در سال 1981 برنامه اتمی عراق را برای سالها فلج کردند، این روزها با تحریمهای اقتصادی و انزوای سیاسی براساس مصوبات شورای امنیت سازمان ملل متحد لطمات بسیار دامنه‌دارتری بر پیکره اقتصاد ایران فرود می‌آید که پی‌آمد آن سالهای سال با ما خواهد بود.<o:p></o:p></span></b></font></font></font></font></font></font></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">حمله نظامی و جنگ، البته مهیب و خطرناک است ولی فراموش نکنیم که تحریمهای مندرج در هر سه قطعنامه شورای امنیت نوعی اعلام جنگ علیه منافع اقتصادی ملت ایران محسوب می‌شود. تورمی که امروز زندگانی بسیار مشکل مردم ایران را مشکل‌تر از همیشه کرده تا حدود زیادی با تحریمها و سایر جوانب جنگ اقتصادی و بانکی غرب و آمریکا علیه ایران مرتبط است. لجاجت سران نظام جمهوری اسلامی امروز تکرار همان اشتباهاتی است که در مورد جنگ خانمانسوز ایران و عراق مرتکب شدند. همانگون که با تداوم جنگ پس از آزادی خرمشهر، شش سال به جنگ بی‌ثمر ادامه دادند چون جنگ را «برکتی» برای حفظ نظام می‌دانستند، امروز هم با پیگیری سیاست موش و گربه در مورد برنامه اتمی اهداف سیاسی خود را بر منافع ملی ایران مرجح می‌دانند. آنها از هیچگونه تحریکی علیه آمریکا و اروپا کوتاه نمی‌آیند چون در انتظار درگیری نظامی با غرب روزشماری می‌کنند. عدم توانائی آنها در حل مسائل کشور موجب شده است که کماکان با علم کردن «دشمن بیگانه» تا حد امکان افکار عمومی را منحرف سازند.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">سخنانی مثل شکرپرانی خانم کلینتون برای نظام جمهوری اسلامی مانند بانگ اذان دلنشین است (حیفم آمد بنویسم موسیقی خوش‌نوا!) هرچه خطر اجنبی چه لفظی چه عملی بیشتر مطرح باشد، آنها بهتر می‌توانند کمبودها و شکستهای خود را پرده‌پوشی کنند و از پاسخگوئی به مردم سرباز زنند، صدای مخالفین را خفه کنند، مطبوعات را نابود سازند، بر تعداد اعدامها بیافزایند و زندانها را از مبارزان و آزادیخواهان پر کنند.<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 0.8em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em"><font style="FONT-SIZE: 1.25em">پاریس ـ 23 آوریل 2008<o:p></o:p></font></font></font></font></font></span></b></p>]]></description>
            <link>http://fatemi.com/2008/04/post-2.html</link>
            <guid>http://fatemi.com/2008/04/post-2.html</guid>
            
            
            <pubDate>Fri, 25 Apr 2008 17:21:05 +0100</pubDate>
        </item>
        
        <item>
            <title>همه مقصرند جز احمدی‌نژاد</title>
            <description><![CDATA[









<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">سخنرانی هفته گذشته رئیس جمهور
محبوب در شهر مذهبی قم احتمالاً در تاریخچه این حکومت شهرت ابدی خواهد یافت. در
این گلفشانی تاریخی ایشان وزارت اقتصاد، بانک مرکزی، مجلس، وزارت نفت، وزارت مسکن،
گمرکات و هرکس و هر سازمان اداری دیگری را که می‌توانست نام ببرد تقصیرساز و
اخلالگر خواند و خود را بی‌گناه و مظلوم معرفی کرد.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">وی خطاب به مردم قم گفت «بنده باید
از شما عذرخواهی کنم، چرا که حقیقت این است که باور ما این بود وقتی مشکل شناخته
شد و به بانک مرکزی و وزارت اقتصاد دستور داده شد که در راستای حل مشکل گام
بردارند، متأسفانه آنها وظیفه خود را انجام ندادند و وضعیت به همین شکل ادامه
یافت.» البته ایشان هیچ توضیح بیشتر در مورد این اتهام را لازم تشخیص ندادند.
ایشان سپس به سایر ادارات پرداخته و فرمودند: «گمرکات، ثبت اسناد، مجوزها و
انحصارات، بانک‌ها، شبکه مالیاتی و عدم نظارت بر عملکرد دستگاه‌های اجرائی ریشه
سوءاستفاده، بی‌عدالتی‌ و تبعیض‌ها هستند.» جالب توجه است که رئیس جمهوری از خود
رفع مسئولیت کرده سعی می‌کند همه گناه‌ها را بر گردن دیگران تحمیل کند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">به راستی چرا باید سرنوشت ایران در
میان این همه کشورها این چنین ورق بخورد که یک فرد به تمام معنی جاهل و فتنه‌انگیز
بتواند این چنین بر جان و مال یک ملت حکمروایی کند و با کمال بی‌شرمی نتایج سوء
همه خرابکاری‌ها و بی‌کفایتی‌های خود را متوجه دیگران سازد؟ در همه دنیا رهبران
کشورها حتی زمانی که مستقیماً در امری دخالت نداشته باشند چون در رأس امور قرار
دارند، مسئولیت کوتاهی‌ها و اشتباهات دیگران را نیز خود متقبل می‌شوند. زمانی که
جان کندی در سال 1961 هنوز چند هفته‌ای بیشتر در کاخ سفید مقیم نشده بود، سازمان
سیا در طرحی که در زمان ریاست جمهوری ژنرال آیزنهاور در مورد حمله به کوبا تهیه و
تصویب شده بود شکست خورد. تعداد زیادی از مهاجمین که از فلوریدا حرکت کرده بودند
یا دستگیر شدند و یا کشته و زخمی. با آنکه جان کندی هیچگونه دخالتی در تهیه و
تصویب آن طرح نداشت چون اجرای ناموفق این طرح در زمان صدارت او به وقوع پیوسته بود،
شخصاً در برابر ملت آمریکا قبول مسئولیت کرد و از مردم پوزش طلبید بدون آنکه یک
کلمه در مورد عدم دخالت خود بر زبان آورد. ببینید تفاوت کار از کجاست تا به کجا.
او در مورد عملی که به خودش ارتباطی نداشت قبول مسئولیت کرد همانگونه که هر رهبر
شرافتمندی باید قبول مسئولیت کند و احمدی‌نژاد که شخصاً با دخالت‌های بی‌موردش
موجب شکست بانک مرکزی و وزارت اقتصاد بوده است این چنین بی‌‌شرمانه دیگران را متهم
می‌کند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">در دنیایی که نه تنها کشورهای بزرگ
و ثروتمند بلکه اکثریت قریب به اتفاق اعضای سازمان ملل برای حل مسائل خود دست به
دامان صاحبان علم و دانش می‌شوند، در ایران امنیت، اقتصاد و رفاه هفتاد میلیون
مردم مملکت بازیچه دست یک مرد نادان ولی پرمدعا شده است. در دنیای امروز از قرار
آخرین بررسی‌های، علمی در حدود پنج هزار «مخزن اندیشه» </span></b><span dir="ltr"></span><b><span dir="ltr" style="font-size: 14pt;" lang="EN-GB"><span dir="ltr"></span>(Think thank)</span></b><span dir="rtl"></span><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA"><span dir="rtl"></span> وجود دارد که تقریباً نیمی از آنها
در آمریکا و بقیه در سایر کشورهای جهان فعالند. اخیراً یکی از پژوهشگران ایرانی در
این مورد کتاب جالبی منتشر کرده است. آقای محمدرضا عضدانلو در کتاب «قرن بیست و
یکم، قرن فرمانروائی مخازن اندیشه» چنین می‌نویسد: «امروزه بیش از 77 کشور جهان
دارای مخازن اندیشه شناخته شده‌اند» وی سپس از این کشورها نام برده و می‌افزاید
«اعتبار و ارزش ایده‌ها و اندیشه‌های مختلفی که پایه‌های سیاست یک جامعه را تشکیل
می‌دهند (در این سازمان‌ها) مورد سنجش قرار می‌گیرد.» و نتیجه می‌گیرد که جملگی
سیاست‌های یک جامعه یا کشور قبل از آنکه به مورد اجرا گذاشته شوند از سوی این
مؤسسات بررسی و ارزیابی می‌شوند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">نه تنها هر یک از رهبران جهان بلکه
اکثر سیاستمداران، وزیران، سناتورها و نمایندگان مجالس برای سیاستگذاری دست به
دامان «اندیشه گروهی» این نخبگان می‌شوند تا بهتر بتوانند در تلاش خود برای خدمت
به مردم توفیق حاصل کنند. رؤسای ممالک پیش از آنکه سیاست یا برنامه‌ای را اعلام
کنند، نخست گروهی از دانشمندان صاحب‌نظر یا یکی از این مخازن اندیشه را مأمور
بررسی تمام جوانب سیاست مورد نظر کرده از آنها استمداد فکری می‌کنند. پس از دریافت
پیشنهادات رسیده، آنها را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار می‌دهند و پس از طی این
مراحل نتایج را به صورت لایحه تقدیم قوه قانونگذاری می‌کنند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">به‌عنوان نمونه، آقای سارکوزی رئیس
جمهوری فعلی فرانسه که با برنامه اصلاحات بنیادی در سیستم اداری و سیاسی فرانسه
داوطلب پست ریاست جمهوری بود پس از آنکه در انتخابات توفیق نصیبش شد، هیأتی را به
ریاست «ژاک اتالی» مأمور بررسی کرد. ژاک اتالی عضو حزب سوسیالیست (حزب مخالف) و
دستیار نزدیک رئیس جمهور فقید فرانسه فرانسوا میتران بود. پس از شش ماه مطالعه،
کمیسیون اتالی سیصد و شانزده پیشنهاد برای انجام اصلاحات ارائه داد که همه آنها در
روزنامه‌ها و مجلات فرانسه به چاپ رسید و مخالف و موافق همچنان درباره آنها مشغول
بحث و جدل هستند. طی چهار سال آینده دولت آقای سارکوزی پاره‌ای از این پیشنهادها
را که با مخالفت شدید مردم مواجه نشده باشد به صورت لایحه تنظیم و تقدیم قوه
قانونگذاری خواهد کرد. در سراسر اروپا و در آمریکا، ژاپن و دیگر کشورهای دمکراتیک
همه کم و بیش از چنین سیاست و روشی پیروی می‌کنند و از اینرو کمتر مثل آقای احمدی‌نژاد
در گل گرفتار می‌شوند. <o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">شما اگر به پرونده دو سال گذشته
حکومت احمدی‌نژاد یا بهتر بگوئیم به پرونده سی ساله جمهوری اسلامی توجه کنید،
دقیقاً با شیوه‌ای یکصد و هشتاد درجه در جهت مخالف این روش روبرو می‌شوید. این
حضرات ملت را قبول ندارند که خواستار نظرش باشند. اهل عقل و دانش و هوش نیستند که
به نظرهای کارشناسانه خبرگان توجه کنند. همه ما خوب می‌دانیم که روش حکومتی آنها
معجونی است از مقررات و قوانین خشک و انعطاف‌ناپذیر مذهبی که با دنیای امروز در
تضاد آشکار است و شیوه‌های فاشیستی تحمیل و تهدید. خودسرانه تصمیم می‌گیرند بدون
آنکه به نظرها و عقاید کارشناسان توجه کنند و هر گاه با شکست فاحش روبرو می‌شوند،
گناه را یا بر گردن بیگانه می‌گذارند و یا زیر دستی‌های بلادفاع.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">این شیوه حکومت، مملکت را بیش از
هر زمان در معرض خطر و اضمحلال قرار داده است. همانگونه که در امور اقتصادی شکست
خورده‌اند و امروز قادر به حل مسائل روزافزون نیستند، در سیاست خارجی نیز به بن‌بست
رسیده‌اند و کشور را در خطرناکترین شرایط با جامعه جهانی درگیر کرده‌اند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">اگر آنها از عقل، دانش و اندیشه
گریزان هستند و نمی‌خواهند مسائل مملکت را مورد بررسی دقیق قرار دهند، دلیلی وجود
ندارد که بقیه ما خود را با ناظر بودن و نق زدن برای همیشه سرگرم کنیم. اگر در
درون کشور مخزن اندیشه‌ای وجود ندارد و یا اگر امکان آن هست ولی رژیم علاقه‌ای به
استفاده از آن ندارد، چرا باید در برونمرز ما نیز مرتکب همان گناه بشویم؟ اگر
جمهوری اسلامی فرصت اندیشیدن و بررسی مسائل و یافتن راه حل‌های معقول را نمی‌پسندد
و کشور را به چنین روز سیاهی نشانده است، چرا ما ایرانیان خارج تا کنون نتوانسته‌ایم
این صحنه خالی را با فعالیت‌های خود پر کنیم؟ این همه پژوهشگر و دانشمند میهن‌پرست
در کمال آزادی در برونمرز زندگی می‌کنند، باید پرسید چه عاملی باعث شده است که تا
کنون در مسیر راهیابی و چاره‌جوئی، اقدامات اصولی صورت نگرفته است؟ گناه این
کوتاهی را نمی‌توان کاملاً متوجه جمهوری اسلامی کرد.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">پاریس ـ 17 آوریل 2008<o:p></o:p></span></b></p>

 ]]></description>
            <link>http://fatemi.com/2008/04/post.html</link>
            <guid>http://fatemi.com/2008/04/post.html</guid>
            
            
            <pubDate>Fri, 25 Apr 2008 16:19:54 +0100</pubDate>
        </item>
        
        <item>
            <title>المپیک چین:دردسری برای حکومت و فرصتی برای مردم</title>
            <description><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify">
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><o:p></o:p></font></font></span></b></p><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000"></font></o:p></span></b>
<p></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">موج تظاهرات آزادیخواهانه علیه سیاست ضدمردمی حکومت کمونیستی چین این روزها ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. سران نظام دیکتاتوری و تک حزبی آن کشور به گمان خود می‌خواستند با استفاده از تبلیغات مثبت در ارتباط با بازی‌های جهانی برای خود آبروئی در جهان کسب کنند و نشان دهند که می‌شود همه چیز را با پول خرید، حتی آبرو و حیثیت را!<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA">آنها به خیال خود کاپیتالیسم را از غرب به عاریت گرفتند و اسم آن را به «سوسیالیسم ترمیم شده» </span></b><span dir="ltr"></span><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Nazanin'"><span dir="ltr"></span>(modified socialism)</span></b><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span> تغییر دادند. به زعم آنها حالا که سیستم اقتصاد برنامه‌ریزی مرکزی و سوسیالیسم در سراسر جهان شکست خورده است باید دیکتاتوری را حفظ کرد اما همزمان «نوعی» کاپیتالیسم را هم اجازه رشد و پرورش داد. احتمالاً این درسی بود که آنها از فروپاشی ناگهانی شوروی سابق آموختند و با کشتار معروف «تین یان من» در سال 1989 دستگاه سیاسی حزب و عوامل آن را موقتاً نجات دادند. دنیای به اصطلاح آزاد هم آنقدر دردسر دارد که پس از مدتی آن جنایت علیه حقوق بشر را فراموش کرد و سران کشورها یکی پس از دیگری، برای انجام معاملات پرسود عازم چین شدند. این پیروزی موقت حزب کمونیست چین موجب شد که تعدادی از سایر کشورهای غیرآزاد نظیر ایران هم به فکر تقلید از «مدل چینی» بیفتند و نوعی اقتصاد باز را تشویق کنند. آنها پیش خود حساب کردند که اگر چین می‌تواند با باز کردن اقتصاد به روی بخش خصوصی و ایجاد امکانات پولدار شدن برای بخشی از مردم، ماهیت دیکتاتوری رژیم را حفظ کند چرا ما هم از آنها تقلید نکنیم؟ حالا بگذریم از اینکه شرایط چین و ایران بسیار متفاوت است و احتمال تکرار آن تجربه حتی در مقیاس بسیار کوچکتری هم وجود ندارد.<o:p></o:p></span></b></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">اما بحث اصلی بر سر خود مسأله چین و سیاست کنونی آن است که آیا خواهد توانست دوام بیاورد؟ بسیاری از صاحب نظران بر این عقیده استوارند که آزادی اقتصادی واقعی و آزادی سیاسی از یکدیگر جدائی ناپذیرند و وجود یکی خواهی نخواهی حضور دیگری را در درازمدت تضمین خواهد کرد.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">اتفاقات اخیر که از مسأله تجاوز چین نسبت به مردم تبت شروع شد و هر روز ابعاد تازه‌تری می‌یابد، شاید همان نقطه آغازی باشد که باعث تغییرات وسیع سیاسی در چین شود.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">با آنکه مطبوعات و دیگر رسانه‌ها در چین در کنترل رژیم هستند ولی اینهمه سروصدا در جهان نمی‌تواند برای درازمدت از مردم چین پوشیده بماند. تا برگذاری مراسم هنوز چند ماهی باقی است و از هم اکنون زمینه دامنه‌دارتر شدن این ناآرامی‌ها موجود است. نخست‌وزیر استرالیا این هفته در دانشگاه پکن برای اولین بار درباره رعایت حقوق بشر سخن گفت و روز بعد رئیس کمیته بین‌المللی المپیک هم از دولت چین خواست که در این زمینه اقدام کند. رؤسای کشورهای بزرگ یکی پس از دیگری از شرکت در مراسم افتتاحییه المپیک سرباز می‌زنند. از همه مهمتر اینکه جریانات ورزشی مستقیماً از تلویزیونها پخش خواهد شد و هرگونه تظاهراتی در ارتباط با حقوق بشر از دید مردم آن کشور پنهان نخواهد ماند. آنچنان که از قرائن پیداست برگذاری این بازی‌ها نه تنها کمکی به بهبود چهره چین نخواهد کرد بلکه فرصتی شده است برای مبارزان حقوق بشر تا کمبودهای چین را در وسیع‌ترین ابعاد افشاء کنند.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">آیا چین خواهد توانست راهی برای خروج از این درگیری بیابد و یا این پیش‌آمد نخستین قدم خواهد بود در راه فروپاشی یک نظام دیکتاتوری دیگر و دستیابی مردم به حداقل حقوق انسانی؟<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><o:p></o:p></font></font></span></b>&nbsp;</p>]]></description>
            <link>http://fatemi.com/2008/04/post-1.html</link>
            <guid>http://fatemi.com/2008/04/post-1.html</guid>
            
            
            <pubDate>Fri, 25 Apr 2008 13:10:35 +0100</pubDate>
        </item>
        
        <item>
            <title>آیا جنگ سرد پایان پذیرفته است؟</title>
            <description><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><o:p></o:p></font></font></span></b>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000">&nbsp;</font></o:p></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA">هفتۀ پیش پس از خاتمۀ جلسه بحث‌انگیز سران 26 کشور عضو ناتو و افزودن دو عضو جدید، آلبانی و اسلوانی، آقای بوش روانه بندر سوچی در روسیه برای ملاقات دو به دو با ولادیمیر پوتین شد. با آنکه موضوع اصلی این دیدار گفتگو درباره سپر موشکی کذائی بود، دو رئیس جمهور «لنگان» </span></b><span dir="ltr"></span><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Nazanin'"><span dir="ltr"></span>(Lame Duck)</span></b><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span> راجع به بسیاری مسائل دیگر نیز به بحث و مذاکره پرداختند. این اصطلاح آمریکائی که معنی لغوی آن «اردک شل» است به سیاستمداری خطاب می‌شود که قدرت سیاسی‌اش در حال زوال است و کمتر کسی برای او اعتبار جدی قائل است. البته باید یادآور شوم که ولادمیر پوتین وضعش با جورج بوش متفاوت است.<o:p></o:p></span></b></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">جورج بوش از روز 21 ژانویه 2009 دیگر از هیچگونه قدرت اجرائی برخوردار نخواهد بود. معمولا رؤسای جمهور پیشین آمریکا پس از خاتمه دوران زمامداری کاملاً از صحنه سیاسی و اجرائی فاصله می‌گیرند و بیشتر به نوشتن خاطرات و یا ترتیب دادن کتابخانۀ مدارک دوران صدارت خود می‌پردازند. البته معدودی از آنها از نوع جیمی کارتر همچنان در صحنه باقی می‌مانند و موی دماغ اخلاف خود می‌شوند ولی این نوع «روسای سابق» که علاقه‌ای به کناره گرفتن ندارند در سالهای اخیر تعدادشان اندک بوده است.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">اما درباره آقای پوتین وضع فرق می‌کند. کسی نمی‌داند پوتین چه نقشه‌ای برای آینده کشیده است. آنچه مسلم است «رایحۀ خوش قدرت» چنان وی را سرمست کرده است که به احتمال زیاد برای سالهای سال شاهد حضور او در صحنه خواهیم بود. اگر رئیس جمهور نشد، نخست‌وزیر و سپس شاید دوباره رئیس جمهور! کسی چه می‌داند؟<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">مسلماً ولادیمیر پوتین بی‌جهت دیمیتری مدودوف را دست‌چین نکرده است. حالا تا چه حد انتظارات طرفین برآورده خواهد شد سؤالی است که در آینده پاسخ آن را خواهیم یافت.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">آقای بوش در حین دیدار با پوتین، با دیمیتری مدودوف، رئیس جمهور منتخب روسیه هم که از روز هفتم ماه مه، رسماً در آن سمت شروع به کار خواهد کرد دیدار داشت و برای خالی نبودن عریضه «هوش» او را ستود!<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">ملاقات سران روسیه و آمریکا در جزیره سوچی تا حدود زیادی از ظواهر تنش میان دو ابرقدرت کاست و آن جوّی که خبرنگاران «جنگ سرد خفیف» خوانده بودند به مقدار محسوسی بهبودی پذیرفت. یکی از سخنان نغز جورج بوش در این سفر اطمینان خاطری بود که او می‌خواست به روسها و جهانیان القا کند.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">در این مسیر بوش اصرار داشت همه را متقاعد کند که دوران جنگ سرد به پایان رسیده است. اما همین اصرار و ابرام او بر این نکته، خود نشانه‌ای می‌تواند باشد در اثبات خلاف این ادعا. باید پرسید آیا واقعاً جنگ سرد پایان یافته است؟<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA">اصطلاح جنگ سرد برای اولین بار توسط برنارد باروخ </span></b><span dir="ltr"></span><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Nazanin'"><span dir="ltr"></span>(Bernard Baruch)</span></b><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span> سرمایه‌گذار معروف و مشاور روزولت و ترومن رؤسای جمهور اسبق آمریکا طی یک سخنرانی در سال 1947 ابداع شد و او از این عبارت برای تشریح روابط آمریکا و شوروی سابق استفاده کرد. متفکر و نویسنده معروف آمریکائی والتر لیپمن </span></b><span dir="ltr"></span><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Nazanin'"><span dir="ltr"></span>(Walter Lippman)</span></b><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span> نیز در همان سال کتابی تحت این عنوان نوشت. جنگ سرد از سالهای میانی دهه چهل میلادی، یعنی اندکی پس از خاتمه جنگ دوم جهانی و پس از شکست آلمان نازی شروع شد. آنچه در مورد تاریخچه این دوران تاریخی جالب است عدم درگیری مستقیم میان دو ابرقدرت زمان یعنی شوروی سابق و آمریکاست. شاید یکی از دلائل اصلی اینکه جنگ مستقیمی میان این دو ابرقدرت روی نداد، وجود انبوهی از سلاحهای هسته‌ای در زرادخانه هر دو طرف بوده است. از آنجا که هر دو قدرت از انواع و اقسام بمبهای اتمی و هیدروژنی و موشک‌های حامل کلاهک‌های هسته‌ای برخوردار بودند هر نوع درگیری جدی نمی‌توانست منتج به توفیق یکی بر دیگری شود، در واقع می‌شود گفت که «نابودسازی متقابل» یک نوع حالت بن‌بست </span></b><span dir="ltr"></span><b><span lang="EN-GB" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'B Nazanin'"><span dir="ltr"></span>(Stalemate)</span></b><span dir="rtl"></span><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span> یا پات شدن را ایجاد کرده بود. هر طرفی که شروع می‌کرد بدون شک در عرض کمتر از چند ساعت با حمله هسته‌ای متقابل روبرو می‌شد. با آنکه سلاح هسته‌ای در حقیقت آفتی است برای بشریت در این مورد خاص سبب خیر شده بود و جنگی میان دو ابرقدرت روی نداد. اگر جنگ مستقیمی میان این دو اردوگاه متخاصم به وقوع نپیوست، به جای جنگ گرم و خونبار، صحنه مبارزه به ورطه‌های دیگر مانند انواع جنگهای ایدئولوژیک، روانشناختی، ورزشی، جاسوسی، فنی و تکنولوژیک برای زورآزمائی میان این دو منتقل شد. دامنه این گونه رقابتها حتی به فضا هم کشانده شد و پس از پرتاب اسپوتنیک در سال 1957 آمریکائی‌ها مصمم شدند اولین انسان روی کره ماه، آمریکائی باشد و سرانجام در این مسابقه پیروز شدند. ای کاش رقابت میان این دو غول نظامی و صنعتی به همین جا خاتمه می‌یافت در حالی که متأسفانه چون امکان جنگ مستقیم بین آنها موجود نبود هر دو طرف دست به دامان «جنگهای نیابتی» شدند که با محاصره برلن در 1948 شروع شد و سپس به جنگ کره (53-1950) و از آنجا دامنه درگیری به ویتنام (1975 </span></b><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'Times New Roman'">-</span></b><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"> 1959) کشیده شد. آنگاه درگیری موشکهای روسی در کوبا (1962) و سرانجام جنگ افغانستان (89 </span></b><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: 'Times New Roman'">-</span></b><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"> 1979) روی داد که این آخری با فروپاشی سیستم شوروی تقریباً متقارن بود.<o:p></o:p></span></b></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">این دوران که قریب نیم قرن طول کشید، برای بشریت بسیار دردناک بود و میلیونها انسان بی‌گناه طی این مدت فدای جاه‌طلبی‌های ملی و شخصی رهبران دو قطب سیاسی شدند. بنابراین وقتی که جورج بوش می‌گوید جنگ سرد پایان پذیرفته است با بیان این جمله می‌خواهد نوید روزهای بهتری را در روابط آنچه شرق و غرب نامیده می‌شد بدهد. ولی باید دید آیا ادعای او با آنچه در جهان امروز شاهد آن هستیم تطابق دارد؟ آیا روسیه امروز، با روسیه زمان شوروی واقعاً متفاوت است و این تفاوت و یا دگرگونی پایدار خواهد ماند؟ این کافی نیست که پرچم داس و چکش و یا مجسمه‌های لنین و استالین از انظار پنهان شود و یا نام مملکت از اتحاد جماهیر شوروی به روسیه تغییر یابد. آیا روسیه یک کشور دمکراتیک شده است؟ ممکن است این سؤال در ذهن خواننده متبادر شود که چه رابطه‌ای میان دمکراسی و صلح وجود دارد و یا سؤال شود آیا برای آنکه جنگ سرد پایان پذیرد و احتمال بازگشت به آن از میان رود استقرار دمکراسی ضروری است؟ پاسخ من به این سؤال کاملاً مثبت است، چون در تاریخ نمونه‌ای وجود ندارد که دو کشور دمکراتیک یعنی دو مملکتی که هر دو از دمکراسی واقعی برخوردار باشند وارد جنگ شده باشند. اکثر جنگهای تاریخ میان دیکتاتوری‌ها بوده است و یا میان کشورهای دمکراتیک از یک سو و نظامهای دیکتاتوری از سوی دیگر. در جنگ دوم دمکراسی‌های اروپای غربی و آمریکا در برابر نظامهای فاشیستی و خودکامه آلمان، ژاپن و ایتالیا قرار گرفتند.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">دلائل زیادی برای اثبات اینکه دمکراسی‌ها با یکدیگر وارد جنگ نمی‌شود وجود دارد که مهمترین آنها عدم تمرکر قدرت است. در یک دمکراسی یک رهبر دیوانه یا جاه‌طلب نمی‌تواند کشوری را به جنگ بکشد. این بدان معنی نیست که دمکراسی‌ها وارد هیچگونه جنگی نمی‌شوند و یا اینکه برای وارد جنگ شدن نیازمند اتفاق آراء هستند. آنچه مورد ادعاست عدم امکان جنگ میان دو کشور دمکرات است. حالا می‌خواهد این جنگ سرد باشد یا جنگ داغ. جنگ، جنگ است در ابعاد متفاوت.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">تا زمانی که روسیه و چین و همه کوچک ابدالهای آنها از نظامهای غیردمکراتیک برخوردارند نمی‌توان با اطمیمان خاطر مدعی شد که جنگ سرد پایان پذیرفته است. در کشوری که آزادی انتخابات وجود ندارد دمکراسی امکان پذیر نیست و تا زمانی که آزادی مطبوعات، احزاب و آزادی سیاسی وجود نداشته باشد، انتخابات نمی‌تواند آزاد باشد. انتخابات اخیر مجلس و ریاست جمهوری در روسیه و رفتاری که با مطبوعات و رهبران مخالف نظام می‌شود بیشتر روسیه را در مقامی نزدیک به جمهوری اسلامی قرار می‌دهد تا دمکراسی‌های غربی. روزنامه‌نگار بودن در روسیه کار بسیار پرمخاطره ای است با عمر متوسط بسیار کوتاه! روزنامه‌نگاری در روسیه بیشتر به اوضاع و احوال روزنامه‌نگاری در ایران شباهت دارد تا فرانسه یا انگلستان. متاسفانه باید گفت ادعای آقای بوش اشتباه محض است و تا زمانی که روسیه و چین در مسیر واقعی دمکراسی گام ننهاده‌اند جنگ سرد، پایان نیافته است و هرگونه تصور غلطی در این مورد بسیار زیانبار است.<o:p></o:p></font></font></span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 8.5pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: 'B Nazanin'; mso-bidi-language: FA"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">پاریس ـ 10 آوریل 2008<o:p></o:p></font></font></span></b></p>]]></description>
            <link>http://fatemi.com/2008/04/post-5.html</link>
            <guid>http://fatemi.com/2008/04/post-5.html</guid>
            
            
            <pubDate>Sat, 12 Apr 2008 16:40:00 +0100</pubDate>
        </item>
        
        <item>
            <title>انزوا و خطر جنگ: محصول سیاست خارجی نظام</title>
            <description><![CDATA[

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA"><br /><o:p></o:p></span></b></p>



<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">صحنۀ
سیاست و جنگ در خاور میانه طی چند هفته اخیر آنقدر آشفته و خطرناک شده که حتی برای
این منطقۀ دائماً در تلاطم، بی‌سابقه است.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">نزدیک
به دو سال پیش در ماه مه 2006 روزنامه جنجالی «نیویورک سان» در صفحه اول خود با
درشت‌ترین حروف نوشت: ایران به آمریکا اعلام جنگ می‌کند! این خبر در آن زمان، در
ارتباط با نامۀ احمدی نژاد به جرج بوش منتشر شد. آن نامۀ کذایی نه تنها صلحجویانه
و دوستانه نبود بلکه دست کم برای این روزنامه بیشتر به اعلان جنگ شباهت داشت.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">آنچه
موجب ظاهراً این «سوء تفاهم» شد، جمله‌ای بود در انتهای نامه به‌زبان عربی
«والسلام علی من‌التّبع ‌الهدی» (صلح تنها با کسانی است که پیرو راه حقیقت هستند).
سردبیر روزنامه «سان» با اشاره به استفاده از این جمله در پایان نامه حضرت محمد
پیامبر اسلام به امپراتور بیزانس و پادشاه ساسانی و پیامدهای آن، استفاده از این
جمله را اعلام جنگ خوانده و به دولت آمریکا هشدار داد. در این هشدار، نویسنده
یادآور شد که پادشاه ساسانی و امپراتور بیزانس هر دو، مورد حمله قرار گرفتند و
نباید این مطلب را شوخی تصور کرد.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">اگر
آن روز این خبر و نظر روزنامه «نیویورک سان» بیشتر جنبۀ فانتزی و یا حتی فکاهی
داشت، اتفاقات هفته‌های اخیر، مسأله جنگ بین ایران و آمریکا را مجدداً زنده کرده
است.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">طبق
گزارش دیروز بی‌بی‌سی، ژنرال دیوید پترایوس، فرمانده کل نیروهای آمریکایی در عراق
به این خبرگزاری گفته است که وی شواهدی در دست دارد که نشان می‌دهد حکومت اسلامی ایران
در بمبارانهای بلاوقفۀ منطقۀ سبز بغداد در روز یکشنبه 23 مارس دست داشته است. این
ژنرال آمریکایی مدعی است که سپاه قدس وابسته به جمهوری اسلامی، شورشیانی را که
منطقۀ سبز بغداد را هدف رگبار خمپاره و راکت قرار دادند آموزش داده و آنان را مجهز
به سلاحهای لازم کرده ‌است. ژنرال آمریکایی خاطرنشان کرد که «تمام این اعمال نقض
کامل قولهای احمدی‌نژاد رئیس جمهور وسایر رهبران بلندپایۀ ایرانی به همتاهای عراقی‌شان
است.»<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">اگر
در کنار این مطلب، دخالتهای جمهوری اسلامی را در امر انتخابات لبنان و درگیریهای
فلسطینی‌ها در غزه اضافه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که حکومت جمهوری اسلامی عمداً
می‌خواهد یک نوع درگیری نظامی مستقیم با آمریکا را زمینه‌سازی کند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">در
مسأله خاورمیانه و درگیریهای روزافزون در این منطقه، این تنها آمریکا نیست که هدف
حملات لفظی و عملیاتی جمهوری اسلامی قرار دارد. اکثر کشورهای عربی به‌استثنای
سوریه علناً در برابر دخالتهای جمهوری اسلامی در سراسر منطقه اندک‌اندک جبهه گرفته‌اند
و آنچه را که تا امروز مخفیانه و در اتاقهای دربسته در مورد این مسأله ابراز می‌کردند
این روزها بی‌پرده و با صراحت می‌گویند و می‌نویسند. یک نشانۀ بارز به وخامت
گرائیدن رابطۀ جمهوری اسلامی را با کشورهای منطقه هفتۀ گذشته در مورد ملاقات سران
کشورهای عرب در دمشق مشاهده کردیم. بلافاصله پس از آنکه دمشق و تهران اعلام کردند
که احمدی‌نژاد نیز در جلسۀ سران کشورهای عرب شرکت می‌کند، پادشاه عربستان سعودی و
سپس رئیس جمهوری مصر، پادشاه اردن هاشمی و حتی نخست وزیر لبنان انصراف خود را از
شرکت در این گردهمایی اعلام کردند. از سوی دیگر، مطبوعات اغلب کشورهای عربی
بشارالاسد رئیس جمهور سوریه را در مورد دعوت از احمدی‌نژاد مورد شماتت و انتقاد
قرار دادند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">هیچکس
تاکنون نتوانسته است برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی که کشور را روز به‌روز بیشتر
به‌انزوا می‌کشاند دلیل و برهان منطقی و مردم‌پسندی عرضه کند. در مورد خاور میانه،
به‌ویژه سیاست خارجی جمهوری اسلامی هرچه بیشتر با شکست روبرو می‌شود شدیدتر اقدام
می‌کند و با سرعت بیشتری در همان مسیر غلط گام برمی‌دارد. در عراق اشتباهات جمهوری
اسلامی باعث شده است که امروز ادامۀ حضور نظامی آمریکا در آن کشور را با خطر
جمهوری اسلامی توجیه کنند. <o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">آقایان
بوش و کاندیدای جمهوریخواهان جان مک‌کین هر دو از این خطر نام می‌برند و طبق آخرین
نظرسنجی‌ها توانسته‌اند موج مخالفت با جنگ را در آمریکا متوقف کرده اکثریت قابل
ملاحظه‌ای را با نشان دادن خطر نفوذ ایران در عراق با خود همراه سازند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">در
لبنان، هر بار که سیاستمداران آن کشور در کوشش خود برای انتخاب رئیس جمهور آینده
آن کشور با شکست روبرو می‌شوند، از جمهوری اسلامی و پشتیبانی آن کشور از حزب‌الله
یاد می‌کنند و حتی با اشاره به قتل رفیق حریری مدعی شده‌اند که دلیل اصلی بن‌بست
سیاسی در لبنان با رسیدگی سازمان ملل در مورد چگونگی آن جنایت مرتبط است.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">به‌زعم
این گروه، حزب‌الله لبنان و سوریه و جمهوری اسلامی نگران آن هستند که اگر حقایق
این توطئه از طرف دادگاه ویژۀ سازمان ملل کشف و منتشر شود، برای این سه گروه
گرفتاریهای عظیمی ایجاد خواهد شد. از این رو حزب الله و هواداران سوریه از انجام
هر نوع سازش سیاسی سر باز می‌زنند مگر آن که بتوانند با در اختیار داشتن حق وتو از
بررسی این پرونده توسط سازمان ملل جلوگیری کنند. صف‌بندیها در مورد مسائل لبنان
اکثر دولتهای عربی را در برابر ایران و سوریه قرار می‌دهد و آنچه بیشتر ایجاد
نگرانی می‌کند اصرار احمدی‌نژاد و دیگر سران جمهوری اسلامی در چسبیدن اجباری به
جلسات و گردهماییهای اعراب است. جمهوری اسلامی می‌خواهد چنین وانمود کند که ایران
هم یکی از کشورهای عربی است در حالی که این کشورها هرگاه فرصتی یافته‌اند علیه
منافع ایران، به‌ویژه در مورد جزایر ایرانی خلیج فارس موضعگیریهای بسیار خصمانه
کرده‌اند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">اگر
قرار است اساس سیاست خارجی هر کشوری بر مبنای حفظ و حراست منافع ملی باشد یا
جمهوری اسلامی معنی سیاست خارجی را نفهمیده است و یا از شناخت منافع ملی ایران
عاجز است. آنچه طی این سه دهه به‌عنوان سیاست خارجی از سوی این حکومت اعمال شده در
اکثر موارد دقیقاً در جهت عکس منافع واقعی ملی ایران بوده است. حمایت از حزب‌الله
در لبنان، دخالت در جنگ عراق، اعلام جنگ لفظی و تهدید اسرائیل به‌خاطر حماس همه و
همه مستقیماً منافع و منابع مادی و معنوی ملت ایران را در مسیری غیر عقلائی به‌هدر
داده است. در عوض حفظ روابط سالم با کشورهای دیگر، امروز گذرنامۀ ایرانی در اکثر
کشورها به‌عنوان مشکوک و خطرناک مورد بازرسی قرار می‌گیرد. اقتصاد کشور روز بروز
بیشتر فلج می‌شود و بازرگانان ایرانی حتی از حق داشتن حسابهای بانکی شخصی در اروپا
و آمریکا محروم شده‌اند. نتیجه این سیاست اشتباه، اوضاع بی‌سر و سامان اقتصادی و
سیاسی و انزوای بین‌المللی ایران است.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">تا
زمانی که یک جایگزین استوار و کارآ در برابر این سیاست خانمانسوز عرضه نشود، نمی‌توان
به تغییر یا حتی تعدیل آن امیدوار بود.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">پاریس
ـ 27 مارس 2008<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA"><span style="">&nbsp; </span><o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA"><span style="">&nbsp;</span><span style="">&nbsp; </span><o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA"><o:p>&nbsp;</o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 11.35pt;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA"><o:p>&nbsp;</o:p></span></b></p>

 ]]></description>
            <link>http://fatemi.com/2008/03/post-10.html</link>
            <guid>http://fatemi.com/2008/03/post-10.html</guid>
            
            
            <pubDate>Fri, 28 Mar 2008 19:09:22 +0100</pubDate>
        </item>
        
        <item>
            <title>بعد از قطعنامه سوم ـ فرار از واقعیات</title>
            <description><![CDATA[



<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">سرانجام زودتر از زمان مورد
انتظار، شورای امنیت سازمان ملل متحد برای سومین بار قطعنامه نسبتاً شدیدی علیه
جمهوری اسلامی به تصویب رساند. این بار نیز جمهوری اسلامی نتوانست حتی یک متحد
همصدا در شورای امنیت برای خود دست و پا کند و قطعنامه 1803 با چهارده رأی موافق و
تنها یک رأی ممتنع (اندونزی) به‌تصویب رسید. این بدان معنی است که مضاف بر آمریکا،
روسیه، فرانسه، چین و بریتانیا ـ پنج عضو دائمی شورای امنیت ـ 9 عضو غیردائمی یعنی
بلژیک، بورکینافاسو، کوستاریکا، کرواسی، ایتالیا، لیبی، پاناما، آفریقای جنوبی و
ویتنام همگی علیه جمهوری اسلامی رأی داده‌اند. <o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">احتمالاً یکی از دلائل سرعت عمل در
تصویب قطعنامه و سهولت کسب توافق تا این حد وسیع، اطلاعات پشت پرده‌ای بوده است که
در اختیار نمایندگان کشورهای عضو قرار داده‌اند. قطعنامه 1803 نیز مانند قطعنامه‌های
پیشین (1737 و 1747) تحت لوای بخش هفتم منشور سازمان ملل زیر عنوان «اعمال مرتبط
با تهدید صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز» تنظیم و تصویب شده است.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA"><o:p>&nbsp;</o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">قطع امید از «برادر البرادعی»<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">محمد البرادعی که در ماه اوت گذشته
از خود به حساب جمهوری اسلامی ریش گرو گذاشت و تا آخر سال مسیحی و سپس تا آخر ماه
جاری به آنها مهلت داد، سرانجام سرخوردگی خود را از دوستان تهران اندک اندک بروز
می‌دهد. وی در نشست اخیر شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیشرفتهای هسته‌ای
تهران را در برنامه‌های هسته‌ای نظامی بسیار جدی خواند و از جمهوری اسلامی خواست
که این بار به صورت جدی با آژانس همکاری کند و دست از «سنگ اندازی» در راه این
تحقیقات بردارد. وی در همین نشست تلویحاً اظهارات مقامات ایرانی را درباره بسته
شدن پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی رد کرد و گفت «یک بررسی کامل باید درباره موضوع
اتهام پیشرفتهای نظامی اتمی انجام شود.» نگرانی آژانس پیرامون استفاده از
سانتریفوژهای پیشرفته‌تر برای غنی‌سازی اورانیوم، آزمایش مواد منفجره و کار روی
کلاهک‌های هسته‌ای که بر روی موشک حمل می‌‌شوند، دور می‌‌زند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">البرادعی همچنین از ایران خواسته
است که از مانع‌تراشی دست بردارد. از قرار گزارش خبرگزاری فرانسه، نمایندگان ایران
طی نشست شورا که از این هفته شروع شده است به دلیل اتهامات تازه که می‌گوید تهران
بر روی مطالعات تسلیحاتی کار کرده است با دشواریهای بی‌سابقه‌ای روبرو خواهند شد.
براساس این اطلاعات، ایران بعد از سال 2003 به فعالیتهای اتمی خود ادامه داده و
این مطلب دقیقاً با گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا که گفته بود ایران فعالیتهای
خود را در سال 2003 متوقف کرده متباین است. روزنامه واشنگتن پست روز دوشنبه گذشته
به نقل از معاون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی متذکر شد که «آژانس از سازمانهای
اطلاعات جاسوسی چندین کشور مختلف مدارک اثبات کننده‌ای به دست آورده است که به یک
تحقیقات پیشرفته در زمینه برخی فن‌آوری‌های کلیدی که برای ساخت و پرتاب یک بمب
هسته‌ای الزامی می‌باشد اشاره دارد.» وی می‌افزاید که برای مثال برخی از این اسناد
مطالعات درباره تغییر موشک شهاب 3 برای ایجاد این توانائی خواهد بود که بتواند
کلاهک‌های هسته‌ای را حمل کند.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA"><o:p>&nbsp;</o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">خوشنودی جامعه بین‌المللی از توافق
بر روی قطعنامه<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">جالب توجه است که این بار
دیپلماتهای آمریکائی سعی می‌کنند از همکاران اروپائی خود جدا نشوند و حتی با روسها
و چینی‌ها هم تا آنجا که ممکن است همکاری و اتفاق نظر را حفظ کنند. اینکه روسها و
چینی‌ها به این سادگی حاضر شده‌اند در مورد قطعنامه 1803 در کنار آمریکا قرار
گیرند احتمالاً دلیل دیگریست در مورد جدی بودن اسناد و مدارکی که در اختیار آژانس
قرار گرفته است. از آنجا که همه کشورهای عضو دائمی شورای امنیت در مقر آژانس در
وین نماینده دارند، میزان اهمیت و جدی بودن مدارک جدید از طریق این نمایندگی‌ها به
دولتهای مبتوعشان گزارش می‌شود.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">زالمای خلیل‌زاد، سفیر افغانی نسب
آمریکا در سازمان ملل طی مقاله‌ای در روزنامه وال استریت جورنال در مورد سیاستهای
جدید جمهوری اسلامی می‌نویسد: «یک بار دیگر ایران راهی را که دنیا به آن امیدوار
بود انتخاب نکرد، یک بار دیگر شورای امنیت چاره‌ای جز عمل ندارد. امنیت یک منطقه
بسیار مهم جهان و اعتبار شورای امنیت و آژانس بین‌المللی در خطر است و در عین حال
این نهادهای بین‌المللی تلاش می‌کنند ایران را به تعهدات خود در قبال معاهده منع
گسترش سلاحهای اتمی پایبند نگه دارند.»<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">خلیل‌زاد درباره اسناد مورد بحث می‌گوید:
«آژانس اسنادی را که طی سالها توسط کشورهای متعدد عضو آژانس و یا بررسی‌های خود
آژانس گردآوری شده است به ایران ارائه داده است. این اسناد دربرگیرنده جزئیات تلاش‌های
ایران برای ساخت کلاهک اتمی است و سایر فعالیتهای اعلام نشده مربوط به مواد هسته‌ای
رانشان می‌دهد. ایران این اسناد را «بی‌پایه و اساس و جعلی» خوانده است، اما آژانس
اتمی این نتیجه‌گیری را قبول ندارد.»<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">اظهارات دیگر کشورها جملگی در همین
زمینه است. نماینده روسیه در شورای امنیت، ویتالی چورکین گفت: «قطعنامه تصویب شده
آشکارا تنها به مسائل نگران کننده‌ای که در چارچوب عدم گسترش تسلیحات هسته‌ای مطرح
است ارتباط دارد.این قطعنامه آشکارا متمرکز است.»<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">چین تأکید کرد که مردم ایران هدف
این قطعنامه نیستند و این کشور امیدوار به از سرگیری مذاکرات است.آفریقای جنوبی از
رای مثبت خود دفاع کرد و ایران را در مورد سرپیچی از قطعنامه‌های پیشین مورد
انتقاد قرار داد. عکس‌العمل ژاپن، انگلستان، فرانسه و اغلب کشورهای دیگر هم جملگی
در تأیید قطعنامه بود.<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA"><o:p>&nbsp;</o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">در تهران چه می‌گذرد<o:p></o:p></span></b></p>

<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; text-indent: 8.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><b><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Nazanin&quot;;" lang="FA">در حالی که همه دنیا نگران اوضاع
ایران است، در تهران سیاست کبک وار سر زیر برف پنهان کردن همچنان ادامه دارد.آنها
معتقدند که اگر مردم را در بی اطلاعی کامل نگه دارند تا انتخابات انجام شود، خطر
از سرشان گذشته است. آنچه در مورد عکس‌العمل به این قطعنامه مشاهده می‌شود حتی
برای رژیم اسلامی هم بی‌سابقه است. طبق گزارش نشریه اینترنتی «روز» که در خارج از
کشور منتشر می‌شود، نامه امریه مانندی از طرف معاون وزارت ارشاد به صورت «مصوبه
کمیته شورای عالی امنی